• شماره ركورد
    1382206
  • عنوان مقاله

    كاربرد نظريه شناختي اجتماعي در پايبندي به رژيم غذايي كم نمك در بيماران مبتلا به فشار خون بالا

  • پديد آورندگان

    روستايي ، نرگس دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - گروه آمار , خوباني ، معصومه دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - گروه آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت , مجلسي ، مجيد دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - گروه علوم تغذيه , هاروني ، جواد دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - گروه آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت , زينت مطلق ، فاضل دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - گروه آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت

  • از صفحه
    67
  • تا صفحه
    79
  • كليدواژه
    پايبندي به رژيم غذاي كم نمك , تئوري شناختي اجتماعي , فشارخون بالا , خود تنظيمي , حمايت اجتماعي خانواده
  • چكيده فارسي
    زمينه و هدف: فشارخون بالا يكي از مهم ترين علل مرگ و مير زودرس در سراسر جهان است. از جمله راه‌هاي كنترل فشارخون بالا اصلاح سبك زندگي به خصوص توجه به رفتارهاي تغذيه‌اي ازجمله كاهش مصرف مواد غذايي حاوي نمك است، لذا هدف از اين مطالعه  بررسي كاربرد نظريه شناختي اجتماعي در پايبندي به رژيم غذايي كم نمك در بيماران مبتلا به فشارخون بالا بود. روش بررسي: اين يك مطالعه توصيفي ـ مقطعي مي‌باشد كه در سال 1400 بر روي 100 بيمار مبتلا به فشارخون بالاي تحت پوشش مراكز جامع سلامت شهر چرام در استان كهگيلويه و بويراحمد انجام گرفت. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه‌اي پايبندي به رژيم غذايي كم‌نمك مبتني بر پرسشنامه تعديل يافته تأثير سطح فعاليت‌هاي خودمراقبتي در فشارخون بالا و پرسشنامه محقق ساخته سازه‌هاي تئوري شناختي اجتماعي بندورا شامل؛ سازه‌هاي خودكارآمدي، حمايت اجتماعي و خودتنظيمي بود. بيماراني كه معيارهاي ورود به پژوهش را داشته اند به صورت تصادفي انتخاب و با كمك كارشناس بيماري‌ها پرسشنامه ها تكميل گرديد. داده‌هاي جمع‌آوري شده با استفاده از آزمون‌هاي آماري همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي تجزيه و تحليل قرار شدند. يافته‌ها: دامنه سني شركت كنندگان40 تا 69 سال با ميانگين 7.29±57.26 بود،  كه 61 درصد زن و 39 درصد مرد بودند. 34 نفر(34 درصد) از شركت كنندگان بي‌سواد، 20 نفر(20 درصد) تحصيلات دانشگاهي و 27 درصد سابقه خانوادگي فشارخون داشتند. ميانگين فشارخون سيستوليك 10.22±136.95 و ميانگين فشارخون دياستوليك 5.44±85.56 بود. ميزان پايبندي به رژيم غذايي كم نمك در بيماران مورد بررسي 32 درصد : 34.4 درصد زنان و 33.3 درصد از مردان بودند. لذا با بهره‌‌گيري از آناليز رگرسيون خطي مشخص شد كه سازه‌هاي تئوري شناختي اجتماعي در مجموع 20 درصد از واريانس پايبندي به رژيم غذايي كم‌نمك را پيش‌بيني مي‌كنند. نتيجه‌گيري: يافته هاي پژوهش حاكي از پايين بودن ميزان پايبندي به رژيم غذايي كم نمك در بيماران مورد بررسي بود كه  مي تواند زنگ خطري براي بيماران و سيستم بهداشتي درماني باشد كه با اجراي برنامه‌هاي درماني‌ـ مداخله‌اي و به كارگيري راهبردهاي آموزشي در زمينه حمايت اجتماعي خانواده و خودتنظيمي مي‌توان نقش بسزايي در افزايش پايبندي به رژيم غذاي كم نمك و كنترل بيماري فشارخون داشت.
  • عنوان نشريه
    ارمغان دانش
  • عنوان نشريه
    ارمغان دانش