• شماره ركورد
    1383845
  • عنوان مقاله

    تحليل ريخت‌شناسي منظومۀ ويس و رامين بر اساس الگوهاي ريخت‌شناسي ولاديمير پراپ

  • پديد آورندگان

    سرمد ، زهره دانشگاه آزاد اسلامي واحد يادگار امام خميني (ره) شهرري - دانشكده علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    187
  • تا صفحه
    208
  • كليدواژه
    ويس و رامين , ولاديمير پراپ , ساختار‌گرايي , ريخت شناسي
  • چكيده فارسي
    زمينه و هدف: فرماليسم يكي از مكتبهاي نقد ادبي است كه به صورت و فرم اثر ادبي توجه دارد و در پيدايي نظريه ساختارگرايي، نقش عمده اي داشته است. بهترين حوزه جهت نظريه هاي فرماليستي و ساختارگرايي، قصه هاي عاميانه، فولكوريك و بومي است. بنا بر ديدگاه فرماليستي همه اين قصه ها ضمن داشتن پرسوناژهاي متغير، خويشكاري، كاركرد و كنشهاي محدود و مشخصي دارند. منظومۀ ويس و رامين نيز ژانر عاشقانه اي با پرسوناژهاي متغير و كنشهاي مشخص است. در اين مقاله سعي بر اين است كه نقشمايه هاي داستان ويس و رامين، بر اساس الگوي ساختاري ولاديمير پراپ مورد بررسي قرار گيرد تا از اين رهگذر به همساني كنشهاي شخصيتهاي داستانهاي عاشقانه، در صورتهاي مختلف داستان پي برد. روش مطالعه: روش تحقيق در اين مقاله توصيفي – تحليلي بوده و گردآوري اطلاعات به طريق مطالعه، فيشبرداري و نمونه برداري از اسناد و مدارك كتابخانه اي و بانكهاي اطلاعاتي است. يافته ها: منظومۀ ويس و رامين دَه تعليق، سه ‌نقطۀ اوج و هفده كاركرد دارد. شخصيتها به دو دستۀ اصلي و فرعي تقسيم ميشوند كه ويس و رامين در زمرۀ شخصيتهاي اصلي و موبد، شيرو، دايه، ويرو، زرد و گل جزو شخصيتهاي فرعي به شمار ميروند. از زاويۀ تقسيم‌بندي پراپ، هفت نقشمايه در اين منظومه وجود دارد كه در دو گروه شخصيتهاي كنشگر و كنش‌پذير، تقسيم ميشوند. ويس و رامين، در زمرۀ كنشگران فاعلي، و موبد و گل جزو كنشگران مفعولي، قرباني و بهره ور به شمار ميروند. نتيجه گيري: بر اساس الگوي ساختارگرايي ولاديمير پراپ، ميتوان به اين نتيجه رسيد كه در داستانهاي غنايي هم با وجود صورتهاي مختلف و تعدد شخصيتها، خويشكاري، كاركرد و كنشها محدود و مشخص هستند.
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي