شماره ركورد
1383896
عنوان مقاله
جامعه شناسي خرده فرهنگها در متون نثر عرفاني (مطالعۀ موردي مرصادالعباد، تذكره الاوليا، اسرارالتوحيد و فيه مافيه)
پديد آورندگان
عصري ، مهري دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجي - گروه زبان و ادبيات فارسي , اسپرهم ، داود دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجي - گروه زبان و ادبيات فارسي , مستعلي پارسا ، غلامرضا دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجي - گروه زبان و ادبيات فارسي , ابراهيمي ، آمنه دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجي - گروه تاريخ
از صفحه
1
تا صفحه
26
كليدواژه
جامعه شناسي , خرده فرهنگ , عرفان , فرهنگ , متون اوليۀ منثور عرفاني
چكيده فارسي
زمينه و هدف: درك ماهيت و شناخت ساختار و آگاهي از كاركردهاي فرهنگ، يكي از بنياديترين جستارهاي زندگي امروزي بشر معاصر است. با وجود آنكه طي دهه هاي اخير، در پيوند با فرهنگ نظريه پردازان بسياري به بحث و بررسي پرداخته اند اما بنظر مي رسد همچنان ميتوان در اين باره به بحث و بررسي پرداخت. فرهنگ هم مولّد رفتارها و رويدادهاي اجتماعي در يك جامعه است و هم متقابلاً از آن تأثير مي پذيرد. پيوند و درهم تنيدگي فرهنگ با ابعاد گوناگون زندگي انسان از گذشته تاكنون، مي تواند دليل قانعكننده اي بر اهميت پديدۀ فرهنگ در زندگي انسان باشد. فرهنگ نه تنها در بهبود و ساماندهي روابط با ديگر جوامع داراي كاركردي اثر بخش است، بلكه فرايند و روابط خرده سيستمهاي دروني يك فرهنگ را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. عرفان و تصوّف از ديرباز تاكنون، همواره يكي از اصليترين و مهمترين گفتمان مسلّط در جوامع انساني بويژه ايران بوده است بهمين دليل بخش وسيعي از متون و آثار منظوم و منثور فارسي آكنده از مفاهيم و مضامين عرفاني است و اين آثار نيز بميزان زيادي از عناصر فرهنگي در جامعه تأثير پذيرفته و بر آن اثر گذاشته اند. در اين مقاله نگارندگان بر آنند تا با ديدگاه بينارشته اي از منظر علم جامعه شناسي به بررسي و واكاوي خرده فرهنگها درگزيده اي از متون نثرعرفاني بپردازند. روش پژوهش: اين پژوهش كه به شيوۀ توصيفي- تحليلي بر مبناي مطالعات كتابخانه اي و روش سندكاوي صورت گرفته است. جامعۀ آماري اين پژوهش شامل مرصادالعباد، تذكره الاوليا، اسرارالتوحيد و فيه مافيه ميباشد. يافته هاي پژوهش: يافته هاي پژوهش حاكي از آن است كه متون عرفاني بستر بسيار مناسبي بمنظور انعكاس خرده فرهنگهاي گوناگون در ساختار و بافت كلّي فرهنگي يك جامعه بحساب ميآيد. نتيجه گيري: تأثيرگذاري عرفان بر خرده فرهنگها را ميتوان ذيل تساهل و تسامح، رازداري، مهرباني، احترام به همنوع، صداقت، بخشندگي، عشق، مدارا، انزوا، عزلت و گوشه نشيني، مبارزه با رياكاري، طغيان عيله نظام حاكم تحليل نمود. خرده فرهنگهاي موجود در عرفان مانند رياستيزي و دوري از فعاليّتهاي سياسي و محيط حكومتي ابزاري براي مقاومت عارفان در برابر گفتمان مسلّط و غالب جامعه بوده است.
عنوان نشريه
سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي
عنوان نشريه
سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي
لينک به اين مدرک