شماره ركورد
1383970
عنوان مقاله
اثر محرك مالي بر توليد ناخالص داخلي ايران: كاربردي از مدل داده- ستانده نيمه بسته
پديد آورندگان
يزداني چراتي ، زينب دانشگاه مازندران - گروه علوم اقتصادي , پورفرج ، عليرضا دانشگاه مازندران - گروه علوم اقتصادي , شريفي ، نورالدين دانشگاه مازندران - گروه علوم اقتصادي
از صفحه
37
تا صفحه
67
كليدواژه
توليد ناخالص داخلي , داده-ستانده نيمه بسته , محرك مالي
چكيده فارسي
اهميت مصارف خانوار در ايجاد تقاضا براي محصولات داخلي سبب ميشود تا عوامل موثر بر آن در برقراري محركهاي مالي مورد توجه قرار گيرد. تا كنون درمطالعات صورت گرفته، جهت بررسي اثر محركمالي بر متغيرهاي كلان اقتصادي بصورت بخشي از مدل هاي داده- ستانده بسته استفاده شده است، كه نتايج حاصل از اين مدل ها به علت وجود مصرف برونزا در درون ماتريس مبالات واسطه اي داراي تورش ميباشد. براي حل اين مشكل، در پژوهش حاضر از مدل داده- ستانده نيمه بسته با مصرف نيمه درونزا كه اولين بار توسط چن و همكاران در سال 2016 معرفي شد، استفاده شده است، كه در اين مدل به علت حذف اثرات كاذب ناشي از انتقال مصرف برونزا به طبقه تقاضاي نهايي، نتايج واقعي تري از اعمال محرك مالي از سوي دولت بدست مي آيد. براي اين منظور مطالعه حاضر با استفاده از جدول داده- ستانده سال 1395، به مقايسه نتايج حاصل از بررسي اثر محرك مالي بر توليد ناخالص داخلي ايران با استفاده از دو مدل بسته و مدل نيمه بسته ميپردازد. در ابتدا نتايج تحقيق نشان ميدهدكه با افزايش 10 درصدي در مخارج دولتي به عنوان محرك مالي، در بخش زراعت و باغداري و بخش واحدهاي مسكوني شخصي، ارزش افزوده بيشتري ايجاد شده زيرا اين دو بخش داراي ضريب مصرف درونزاي بزرگتري نسبت به ساير بخش ها هستند و از سوي ديگر، ضرايب ارزش افزوده به دست آمده از مدل داده- ستانده نيمه بسته نسبت مدل داده- ستانده بسته، كوچكتر و تورش موجود در نتايج مدل بسته را مرتفع ميسازد .
عنوان نشريه
سياست گذاري اقتصادي
عنوان نشريه
سياست گذاري اقتصادي
لينک به اين مدرک