• شماره ركورد
    1384559
  • عنوان مقاله

    ارائه مدلي استوار براي قيمت‌گذاري پويا و مقايسه آن با قيمت‌گذاري ايستا در زنجيره‌هاي تأمين چندسطحي با رويكرد تئوري بازي‌ها

  • پديد آورندگان

    مهرجو ، سارا دانشگاه تهران، پرديس البرز - گروه مديريت صنعتي , عموزاد مهديرجي ، حنان دانشگاه تهران، دانشكدگان مديريت - دانشكده مديريت صنعتي و فناوري - گروه مديريت تكنولوژي و نوآوري , حيدري دهوئي ، جليل دانشگاه تهران، دانشكدگان مديريت - دانشكده مديريت صنعتي و فناوري - گروه آموزشي مديريت عمليات و علوم تصميم , رضوي حاجي آقا ، حسين دانشگاه خاتم - دانشكده مديريت و مالي - گروه مديريت , حسين زاده ، مهناز دانشگاه تهران، دانشكدگان مديريت - دانشكده مديريت صنعتي و فناوري - گروه آموزشي مديريت عمليات و علوم تصميم

  • از صفحه
    534
  • تا صفحه
    565
  • كليدواژه
    تئوري بازي‌ها , زنجيره تأمين چندسطحي , قيمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاري‌ , ‌‌‌مدل‌سازي استوار
  • چكيده فارسي
    هدف: طراحي شبكه زنجيره تأمين چند سطحي با هدف مديريت كاراي جريان محصولات، يكي از موضوعات مهم در مديريت زنجيره تأمين است. تعيين قيمت محصولات كه مي‌تواند تحت تأثير عوامل متفاوتي همچون عدم‌قطعيت محيطي باشد، تأثير بسزايي بر تصميم استراتژيك طراحي شبكه زنجيره تأمين خواهد داشت. بيشتر تحقيقات انجام‌شده در خصوص قيمت‌گذاري پويا، مربوط به زنجيره‌هاي تأمين دوسطحي بوده‌اند و به تأثير تبليغات در زنجيره تأمين پرداخته‌اند. در اين پژوهش تلاش مي‌شود كه سطوح زنجيره تأمين، به سه سطح ارتقا يابد و متغيرهاي تبليغات و موجودي انبار و همچنين، مسئله قيمت‌گذاري در زنجيره تأمين بررسي خواهند شد. پس هدف كلي، بررسي هماهنگي زنجيره تأمين با سه متغير مرتبط با تبليغات، موجودي انبار و مقايسه قيمت‌گذاري ايستا و پوياست (با توجه به رشد سريع تجارت الكترونيك، قيمت‌گذاري پويا، فعاليت قدرتمندي براي افزايش سود در زنجيره تأمين است كه كمتر به اين مسئله پرداخته شده است)، زنجيره تأمين در اين پژوهش سه سطح را شامل مي‌شود: توليدكننده، تأمين‌كننده، خرده‌فروش. همچنين منابع زيادي از جمله چن و همكارانش (۲۰۱۸) اشاره كرده‌اند كه در بسياري از كسب‌وكارهاي نوآورانه، از قيمت‌گذاري پويا استفاده مي‌شود و ۶۰ درصد از مديران توسعه بازار در سراسر دنيا با روش‌هاي قيمت‌گذاري پويا آشنايي دارند و ۳۵ درصد از مديرعاملان و مديران كسب‌وكار قصد دارند كه در سه سال آينده، كليه مدل‌هاي قيمت‌گذاري خود را مبتني روش‌هاي قيمت‌گذاري پويا طراحي كنند. در پژوهش حاضر نيز هدف ارائه مدلي استوار براي قيمت‌گذاري پويا و مقايسه آن با قيمت‌گذاري ايستا در زنجيره‌هاي تأمين چندسطحي با رويكرد تئوري بازي‌ها است. روش: پژوهش حاضر از نوع كاربردي است. براي بررسي افق برنامه‌ريزي، استفاده از قيمت‌گذاري پويا، در برخي از بازيگران در يك سطح از زنجيره از مفهوم قيمت‌گذاري پويا و استفاده ديگران در همان سطح از قيمت‌گذاري ايستا و با در نظر گرفتن تقاضا به‌صورت غيرقطعي (استوار)، در نظر گرفتن مدل‌هاي تخفيف‌محور و در نهايت استفاده از بازي استكلبرگ براي بررسي هسته بازي و نقطه تعادل نش، در دستور كار قرار گرفت. مدل بهينه‌‏سازي استوار را مالوي و همكارانش ارائه كرده‌اند. در حالت كلي، پيامد هر خرده‌فروش حاصل تفاضل درآمدهاي وي از هزينه‌هاي اوست. در چنين شرايطي، خرده‌فروش با هزينه‌هاي سفارش، هزينه‌هاي نگهداري و همچنين، هزينه‌هاي بازاريابي صرف شده براي هر محصول مواجه است. از سوي ديگر، حاشيه سود هر خرده‌فروش حاصل تفاضل قيمت پرداخت شده به توليدكننده، براي خريد انبوه از قيمت فروش به مشتري است. شايان ذكر است كه با توجه به اينكه محصول نهايي هر توليدكننده، فقط براي يك خرده‌فروش ارسال مي‌شود، تعداد توليدكنندگان و خرده‌فروشان برابر است. به‌منظور تجزيه‌وتحليل داده‌ها، از الگوريتم ژنتيك و بهينه‌سازي تجمع ذرات و نرم‌افزار متلب استفاده شد. ابتدا مدل در حالت ايستا و سپس در حالت پويا با نرم‌افزار گمز تجزيه‌وتحليل و در نهايت، نتايج دو روش قيمت‌گذاري با يكديگر مقايسه شد. يافته‌ها: در مقاله حاضر با ايجاد يك تابع تقاضاي تصادفي بر مبناي الگوريتم‌هاي ژنتيك و بهينه‌سازي ذرات، دو مدل احتمالي تك‌دوره‌اي در يك فضاي رقابتي ارائه مي‌شود. در مدل نخست، خرده‌فروشان فقط نقش واسطه‌اي دارند و براي قيمت‌گذاري يا مقدار بهينه سفارش تصميم نمي‌گيرند. در مدل يادشده، فرض بر اين است كه خرده‌فروشان تقاضا را دقيقاً و به همان ميزاني كه هست از مشتريان به تأمين‌كنندگان انتقال دهند. تأمين‌كنندگان برمبناي ميزان توليد خود با كمبود و مازاد عرضه روبه‌رو مي‌شوند. هدف اين مدل، تعيين مقدار بهينه و مطلوب توليد و همچنين، قيمت براي هر تأمين‌كننده است. علاوه‌بر اين، در اين مدل هزينه‌هاي مسيريابي به‌روش تقريبي وارد مدل شده است. نتايج محاسبات حاكي از آن است كه تقريب ارائه‌شده بسيار دقيق است و نقطه تعادل را در زمان بسيار كمتري نسبت به مدل اصلي ارزيابي مي‌كند. در مدل دوم، فرض بر اين است كه خرده‌فروشان با توجه به تعداد سفارش‌هايي كه ارسال مي‌كنند، متحمل هزينه‌هاي كمبود يا نگهداري مي‌شوند. در اين مدل نيز تأمين‌كنندگان قيمت نهايي را تعيين مي‌كنند و هدف خرده‌فروشان، تعيين مقدار بهينه سفارش است. در اين مدل، فرض بر اين است كه توليد تأمين‌كنندگان سفارشي شده و هزينه‌هاي موجودي، فقط براي خرده‌فروشان لحاظ مي‌شود. موضوع مهمي كه در رابطه با اين مدل انجام شده، توجه به قيمت‌گذاري پوياست كه همواره در مباحث مطرح‌شده در حوزه تئوري پويايي زنجيره تأمين، اهميت و البته پيچيدگي زيادي دارد. نتيجه‌گيري: نتايج از كارايي معنادار تركيبي ارائه‌شده، براي حل مدل طراحي شبكه زنجيره تأمين چند سطحي با قيمت‌گذاري پويا و ايستا حكايت دارد. تحليل حساسيت سود توليدكننده نشان داد كه تغييرات باعث خواهد شد كه افزايش در مبناي بازار يك توليدكننده، به افزايش سود براي هر دو توليدكننده منجر شود. نمودار تغيير در سود توليدكننده نسبت به تغيير در هزينه‌ها، نشان داد كه كاهش در هزينه توليد، به افزايش سود براي توليدكننده منجر مي‌شود، اين در حالي است كه سود توليدكننده بعدي، در اين شرايط كاهش مي‌يابد. سود تأمين‌كننده نيز همانند سود توليدكننده با افزايش مبناي بازار افزايش مي‌يابد. افزايش مبناي بازار همچنين سبب مي‌شود كه سود تأمين‌كننده از بابت همكاري با توليدكننده‌ها افزايش يابد. اين افزايش سود، از دو طريق مختلف اتفاق مي‌افتد. افزايش سود به جهت افزايش قيمت خرده‌فروش: هرچند قيمت عمده‌فروشي، به‌خاطر افزايش مبناي بازار و در نتيجه افزايش تقاضا افزايش مي‌يابد، از طرفي، به‌خاطر افزايش در سطح خدمات به‌منظور ايجاد تعادل در بازي، تأمين‌كننده با نسبت بيشتري قادر به افزايش قيمت خرده‌فروشي است. در نتيجه مقدار عبارت pi-wi افزايش مي‌يابد. افزايش سود به جهت افزايش حجم فروش: به‌طور مسلم افزايش مبناي بازار، روي ميزان فروش تأثير بسزايي دارد و باعث افزايش آن مي‌شود. سود تأمين‌كننده نيز تابعي صعودي از حجم فروش است.
  • عنوان نشريه
    مديريت صنعتي - دانشگاه تهران
  • عنوان نشريه
    مديريت صنعتي - دانشگاه تهران