• شماره ركورد
    1386242
  • عنوان مقاله

    چالش گفتماني در بازتعريف هويت زنانه در شازده احتجاب

  • پديد آورندگان

    ولي پور هفشجاني ، شهناز دانشگاه فرهنگيان - گروه آموزش زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    105
  • تا صفحه
    127
  • كليدواژه
    تحليل گفتمان لاكلا و موفه , شازده احتجاب , هويت زنانه , گفتمان سنتي , گفتمان مدرن
  • چكيده فارسي
    زن يكي از محوري ‌ترين مباحث اجتماعي و نيز از سوژه‌هاي اصلي ادبيات داستاني بعد‌‌ از مشروطه است. در گفتمان سنتي هويت تثبيت شده‌اي براي زن تعريف شده‌ بود، كه بعد از ورود مدرنيته به ايران به ‌چالش ‌كشيده‌ شد؛ خصوصاً در دورۀ پهلوي دوم، طرح مباحث جديدي چون برابري زن‌ و مرد، آزادي ‌زن، لزوم مدرن و امروزي‌بودن و ايفاي نقش اجتماعي زنان، چالشي جدي در جامعۀ سنتي و مردسالار ايران درخصوص بازتعريف هويت زن ايجاد‌ كرد. در اين پژوهش كه با بهره‌گيري از رويكرد تحليل گفتمان لاكلا و موفه خصوصاً در بحث هويت انجام شده، با‌ درنظرداشتن مؤلفه‌هاي سنتي هويت زن، چالش دو گفتمان سنتي و مدرن در تعريف جديد از هويت زن مطلوب بر اساس داستان شازده ‌احتجاب هوشنگ گلشيري بررسي‌ شده ‌است. بررسي نشان مي‌دهد كه گفتمان حاكم در دورۀ پهلوي دوم آزادي زن و مدرن بودن را به گونه‌اي تعريف كرده كه به جاي منجرشدن به ايفاي نقش فعال اجتماعي زنان به برهنگي اجتماعي منجر شده است و براي تثبيت مولفه برهنگي آن را با آراستگي و زيبايي زن معادل شمرده است. همچنين آموختن سواد و دانش كه از نتايج اپيستمه‌هاي علم‌گرايي و آزادي در گفتمان مدرن است به نحوي بازتعريف شده كه به جاي رشد تفكر و آگاهي زنان صرفا موجب خدمت مطلوب‌تر به همسر و خانواده شود. در مجموع گفتمان تلفيقي جديد با تأكيد بر نقش­هاي جنسيتي سنتي و حفظ مؤلفه‌هاي مبتني بر ديدگاه فرودستي و نگاه ابزاري به زن، دال‌هاي سيالي از گفتمان مدرن را به گونه‌اي باز‌تعريف كرده و به خدمت‌ گرفته ‌است كه با وجود ظاهر فريبنده و امروزي آن، عملاً رويكرد استثمارگرانه‌تري از گفتمان سنتي را درپي داشته‌ است. در نهايت مي‌توان گفت زن مطلوب در اين گفتمان زني است: ظريف، بزك كرده، آداب دان، و باسواد و اين‌ همه زماني ارزشمند است كه در خدمت مرد براي ايفاي هرچه بهتر وظايف سنتي جنسيتي به كار گرفته ‌شود.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت