• شماره ركورد
    1388201
  • عنوان مقاله

    بررسي و مطالعۀ تطبيقي تفكر نيچه و ديلتاي دربارۀ تاريخ

  • پديد آورندگان

    غيبي پور ، حسن دانشگاه اصفهان - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه فلسفه , كرباسي زاده ، علي دانشگاه اصفهان - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه فلسفه , صافيان ، محمد جواد دانشگاه اصفهان - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه فلسفه

  • از صفحه
    185
  • تا صفحه
    202
  • كليدواژه
    قرن نوزدهم , نيچه , ديلتاي , فلسفه , تاريخ , فلسفۀ حيات
  • چكيده فارسي
    «تاريخ» تحت تأثير تفكرات هگل در قرن نوزدهم، جايگاه رفيعي به خود اختصاص داد. سپس برخي از تاريخ نگاران با طرز تفكري پوزيتيويستي، ايدۀ تاريخ نگاري علمي را مطرح كردند تا بر مبناي آن، تاريخ به علمي يقيني تبديل شود و همانند علوم طبيعي جدا از ذهنيات پژوهشگر قرار گيرد. مسئلۀ اساسي كه در اين مقاله سعي داريم تا به بررسي آن بپردازيم چگونگي رابطۀ ميان فلسفه و تاريخ است.  مسئلۀ از اينجا آغاز مي شود كه تاريخ گرايي آلمان با اعتقاد به نيروي هنجاري تاريخ، بر اين مهم تأكيد داشت كه مورخ بايد با كشف واقعيت هاي محض و آشكاركردن معناي تاريخي آنها، جهت‌گيري اي براي جامعه و فرهنگ فراهم كند. براساس اين تصور از تاريخ، عملكرد اجتماعي و فرهنگي فلسفه به چالش كشيده شد. در اين اوضاع نابسامان كه فلسفه را با بحران هويت روبه‌رو ساخته بود، طرح‌هاي نيچه و ديلتاي، يعني جنبش گسترده و متنوع «فلسفۀ حيات» به نيروي محركۀ تجديد فلسفه در قرن 19 تبديل شدند. نيچه و ديلتاي در اين موضوع اتفاق نظر داشتند كه تاريخ نگاري جامع در درك خود از انسان، مسئلۀ نسبيت گرايي را به وجود آورده است كه موجب «انحلال» و «بدبيني» مي شود و نمي تواند آيندۀ فرهنگ بشريت را پيش بيني كند؛ ازاين‌رو، خواستار فلسفۀ جديدي شدند كه بايد هدف فرهنگ بشري را آشكار و از پيشرفت آن در جهت رسيدن به هدفش حمايت كند. آنها با اينكه در برابر نتايج نقد تاريخي، مسيري مشابه براي تأييد اقتدار فرهنگي فلسفه انتخاب كردند، اما به يك راه حل كاملاً متفاوت رسيدند. نيچه پادزهرها عليه تاريخ گرايي را «فوق تاريخي» مي خواند كه شامل هنرِ نحوۀ فراموش‌كردن تاريخ و زندگي در افقي محصور و تعين شده است؛ يعني داشتن اين استعداد كه چه وقت بايد تاريخ را حس كند و چه وقت بايد آن را كنار بگذارد. به عقيدۀ وي اين هر دو روش به صورت همسان براي تندرستي فرد، سلامت يك ملت و فرهنگ لازم اند. ديلتاي برخلاف نيچه، تاريخ را پادزهر و درمان شكست‌هاي فلسفۀ زندگي مي‌داند: تاريخ اگر زخم ايجاد كند، بايد آن را نيز درمان كند.
  • عنوان نشريه
    فلسفه
  • عنوان نشريه
    فلسفه