شماره ركورد
1388543
عنوان مقاله
اثر سطح تغذيه جايگزين شير بر الگوي مصرف خوراك آغازين، رفتار تغذيهاي و سلامت گوسالههاي شيرخوار هلشتاين تحت تنش سرمايي
پديد آورندگان
رضايي ، حسن دانشگاه شيراز - دانشكده كشاورزي - بخش علوم دامي , كارگر ، شهريار دانشگاه شيراز - دانشكده كشاورزي - بخش علوم دامي
از صفحه
1
تا صفحه
18
كليدواژه
تنش , سرمايي , خوراك , مايع , گوساله , شيرخوار
چكيده فارسي
سابقه و هدف: حد پايين دماي بحراني براي گوسالههاي تازه متولدشده بين 5 تا 15 درجه سلسيوس است. وقتي دماي هوا كمتر از حد كم دماي بحراني باشد، گوساله براي حفظ دماي بدن به انرژي بيشتري نياز دارد. اگر گوساله در اين شرايط با همان مقدار شيري كه در شرايط معتدل آب و هوايي دريافت ميكند تغذيه شود، انرژي كمتري صرف رشد خواهد شد. در بسياري از مزارع كوچك و متوسط ايران، گوسالهها به طور معمول با چهار ليتر در روز خوراك مايع به صورت ثابت تا زمان شيرگيري تغذيه ميشوند. هدف اصلي اين پژوهش بررسي اثر سطح تغذيه جايگزين شير (4 در مقابل 6 ليتر در روز) بر الگوي مصرف خوراك و سلامت در گوسالههاي شيرخوار تحت تنش سرمايي بود.مواد و روشها: بيستوچهار رأس گوساله ماده تازه متولدشده (سه روز سن) هلشتاين (ميانگين وزن 84/0 ± 1/40) بهطور تصادفي به دو گروه دريافتكننده سطح محدود (چهار ليتر در روز) يا سطح متوسط (شش ليتر در روز) جايگزين شير اختصاص داده شدند. گوسالهها در فضاي باز و در جايگاههاي انفرادي و با ميانگين دماي محيطي سه درجه سانتيگراد پرورش داده شدند. مصرف جايگزين شير، خوراك آغازين، نمره مدفوع و دماي هوا روزانه ثبت شد. تمامي گوسالهها سه روز متوالي در دوره پيش (روزهاي 50 تا 52) و پس از شيرگيري (83 تا 85) در فاصله ساعت 09:00 صبح تا 17:00 عصر براي ثبت فعاليتهاي خوردن، نشخوار كردن، استراحت كردن، ايستادن، نشستن (لم دادن)، آشاميدن و رفتارهاي دهاني غيرتغذيهاي هر 5 دقيقه يكبار و بهصورت مشاهدهاي پايش قرار شدند. از مدل رگرسيون لجستيك با توزيع دوجملهاي براي ارزيابي شانس وقوع اسهال و نياز به درمان آن و از مدل رگرسيون پويسون نيز براي ارزيابي تفاوت بين تيمارها در شمار وقوع اسهال، مدت زمان ابتلاء به اسهال و روزهاي درمان استفاده شد.يافتهها: گوسالههاي دريافت كننده سطح متوسط جايگزين شير مصرف ماده خشك جايگزين شير و افزايش وزن روزانه بيشتر از گوسالههاي تغذيه شده با سطح محدود داشتند. الگوي مصرف خوراك شامل وعدههاي خوردن (0/6 دفعه طي 8 ساعت)، مدتزمان خوردن در هر وعده (7/10 دقيقه)، فاصله بين وعدههاي غذايي (1/80 دقيقه)، نرخ خوردن (5/14 گرم خوراك آغازين در هر دقيقه) و اندازه وعده غذايي (5/154 گرم خوراك آغازين در هر وعده خوردن) و نيز الگوي فعاليت نشخوار شامل وعدههاي نشخوار (8/3 دفعه طي 8 ساعت)، مدت زمان نشخوار در هر وعده (1/17 دقيقه) و فاصله بين وعدههاي نشخوار (2/129 دقيقه) تحت تأثير تيمارهاي آزمايشي قرار نگرفت. زمان صرف شده براي نشخوار و آشاميدن در گوسالههاي تغذيه شده با سطح متوسط جايگزين شير بيشتر از گوسالههاي تغذيه شده با سطح محدود بود. در دوره پس از شيرگيري در مقايسه با دوره پيش از شيرگيري، شمار وعدههاي خوردن، مدت زمان خوردن در هر وعده، نرخ خوردن، اندازه وعده غذايي، مدت زمان نشخوار در هر وعده و زمان ايستادن بيشتر و فاصله بين وعدههاي غذايي و زمان نشستن كمتر بود. شمار وقوع اسهال تفاوتي بين تيمارها نداشت. شانس وقوع اسهال و درمان آن بهترتيب در گوسالههاي تغذيه شده با سطح محدود تغذيه جايگزين شير كمتر و بيشتر از گوسالههاي تغذيه شده با سطح متوسط بود. مدت زمان ابتلاء به اسهال و زمان درمان در گوسالههاي تغذيه شده با سطح محدود جايگزين شير كمتر از گوسالههاي تغذيه شده با سطح متوسط بود.نتيجهگيري: سطح متوسط تغذيه جايگزين شير سبب افزايش ميانگين افزايش وزن روزانه در گوسالههاي تحت تنش سرمايي شد. عدم تغيير معنيدار خوراك آغازين مصرفي بين تيمارها به خاطر عدم تفاوت در شمار و اندازه وعدههاي غذايي بود. اگر چه شانس درگيري با اسهال در گوسالههاي تغذيهشده با سطح متوسط جايگزين شير بيشتر و مدت زمان طولانيتري اسهال را تجربه كردند، اما شمار وقوع اسهال تحت تأثير سطح تغذيه جايگزين شير قرار نگرفت.
عنوان نشريه
پژوهش در نشخواركنندگان
عنوان نشريه
پژوهش در نشخواركنندگان
لينک به اين مدرک