شماره ركورد
1389139
عنوان مقاله
مقايسه توابع توزيع ارتفاع بلوط ايراني (Quercus brantii Lindl) در دو رويشگاه با فرم رويشي دانه و شاخهزاد و شاخه و دانهزاد
پديد آورندگان
اميري ، پيمان دانشگاه لرستان , سوسني ، جواد دانشگاه لرستان , حسين زاده ، رامين دانشگاه لرستان , نقوي ، حامد دانشگاه لرستان
از صفحه
63
تا صفحه
72
كليدواژه
تابع بتا , تابع جانسون , زاگرس مياني , منحني نرمال
چكيده فارسي
مقدمه و هدف: مديريت پايدار و برنامهريزي اصولي منابع جنگلي به اطلاعات كارآمد و باكيفيتي از وضيعت حال و آينده جنگل نيازمند است. بررسي وضيعت فعلي و آينده تودههاي جنگلي، توصيف ساختار تودۀ جنگلي و واكنش توده به عمليات پرورشي از جمله توانمديهاي توزيعهاي آماري در مديريت جنگل بهشمار ميآيد. مدلسازي توزيع فراوانيها عبارت است از نحوه پراكنش افراد يك جمعيت در طبقات مختلف، از آنجا كه پديدههاي طبيعي شامل انواع پيوسته و گسسته هستند، نحوه توزيع آنها نيز متفاوت و متنوع خواهد بود. استفاده از توزيعهاي آماري در جنگل از قدمت زيادي برخوردار است، بهطوريكه برخي از محققان سابقه آن را تا دو قرن نيز دانستهاند. جنگلهاي زاگرس بهعنوان يكي از مهمترين ناحيههاي رويشي ايران، اهميت خاصي از نظر اجتماعي-اقتصادي و بومشناختي دارند. گونه غالب اين جنگلها، گونه بلوط ايراني (Q. brantii Lind) مي باشد. اين گونه بر حسب شرايط جغرافيايي و محيطي داراي رويشگاههاي متنوعي در ناحيه رويشي زاگرس مياني است لذا انتظار ميرود كه اين گونه داراي توابع توزيع احتمال متفاوتي در رويشگاههاي متفاوت باشد. بنابراين در اين پژوهش به بررسي توابع توزيع احتمال مشخصه ارتفاع در رويشگاههاي داراي ساختار رويشي متفاوت بلوط ايراني در جنگلهاي شهرستان خرمآباد پرداخته شده است تا با انتخاب بهترين مدلها در رويشگاههاي مختلف، اطلاعات مفيد و سودمندي در اختيار مديران و برنامهريزان جنگل در جهت حفظ و ارتقاي اين جنگلهاي ارزشمند قرار داده شود. مواد و روشها: بهمنظور اجراي اين پژوهش با انجام جنگلگردشيهاي متعدد، دو منطقه با ساختار رويشي متفاوت شامل دانه و شاخهزاد (منطقه سفيدكوه) و شاخه و دانهزاد (منطقه قلعهگل) در سطح جنگلهاي شهرستان خرمآباد در نظر گرفته شد. در هركدام از اين مناطق تودۀ جنگلي به مساحت تقريبي سه هكتار انتخاب شد، اين توده جنگلي به گونهاي انتخاب شد كه معرف جنگلهاي منطقه باشد. تودۀ جنگلي قلعهگل در ارتفاع 1850 متري از سطح دريا و داراي شيب متوسط 20 درصد، خاك بستر نيمهعميق و جهت شمالي بود، همچنين تودۀ جنگلي سفيد كوه نيز در ارتفاع 1900 متري از سطح دريا با شيب متوسط 30 درصد، خاك بستر نيمهعميق و جهت شمالي قرار داشت. در ادامه در هركدام از اين دو تودۀ جنگلي انتخاب شده، ارتفاع تمامي درختان بلوط ايراني كه بلندي آنها بالاتر از 1/5 متر بود مورد آماربرداري صد در صد قرار گرفت. در مجموع در دو منطقه سفيدكوه و قلعهگل بهترتيب ارتفاع تعداد 458 و 348 اصله درخت بلوط ايراني مورد اندازه گيري قرار گرفت. براي اندازه گيري ارتفاع درختان از دستگاه ليزري TruPulse 360 استفاده شد. در اين پژوهش بهمنظور بررسي پراكنش طبقات ارتفاعي، با توجه به پيوسته بودن متغير ارتفاع، از پركاربردترين مدلهاي توزيع احتمال پيوسته در پژوهشهاي زيستي شامل: وايبول دو پارامتره، گاما دو پارامتره، نرمال، لگ نرمال، بتا و جانسون استفاده شد، همچنين نيكويي برازش دادهها با استفاده از آزمون اندرسون-دارلينگ كه از توان بالاتري در مقايسه با ساير آزمونها برخوردار است، بررسي شد. براي تحليل كليه دادهها و رسم نمودارها نيز از نرمافزار Easy Fit 5.6 استفاده شد. يافتهها: نتايج نشان داد كه اشتباه آماربرداري در منطقه سفيدكوه برابر با 4/45 درصد و در منطقه قلعه گل برابر با 2/82 درصد ميباشد، ميانگين ارتفاع درختان در منطقه سفيدكوه 6/76 متر و و دادهها بين دو مقدار 1/8 تا 18 متر توزيع يافتهاند، در حالي كه در منطقه قلعه گل ميانگين ارتفاع درختان اندازهگيري شده برابر با 7/54 متر و دادهها بين دو مقدار 1/53 و 14/04 متر قرار دارند. براساس مقادير مربوط به چولگي و كشيدگي در دو منطقه جنگلي، ميزان كشيدگي و چولگي در هر دو منطقه مثبت و در منطقه سفيدكوه بيشتر از منطقه قلعهگل ميباشد كه نشاندهنده تمركز بيشتر دادهها در طبقات ارتفاعي پايينتر در منطقه سفيدكوه است. همچنين نتايج آزمون نيكويي برازش اندرسون-دارلينگ در منطقه سفيدكوه (دانه و شاخهزاد) نشان داد كه مناسبترين توابع توزيع احتمال (در سطح خطاي پنج درصد) براي مدلسازي توزيع درختان در طبقات ارتفاعي بهترتيب جانسون sb و بتا ميباشند، در منطقه قلعهگل (شاخه و دانهزاد) نيز مناسبترين توابع توزيع بهترتيب بتا و نرمال تشخيص داده شدند. نتيجهگيري كلي: در مجموع نتايج اين پژوهش نشان داد در مناطقي كه جنگل بلوط داراي فرم دانه و شاخهزاد ميباشد باتوجه به شكل توزيع (توزيع كمشونده)، جنگل داراي ساختار ناهمسال است و در مناطقي كه فرم جنگل شاخه و دانهزاد ميباشد جنگل بهسمت يك جنگل تك اشكوبه و همسال رفته است كه دليل عمدۀ آن تخريبهاي ناشي از رمه گرداني، قطع سرشاخهها جهت تأليف دام و مصرف سوخت و همچنين استفاده بيرويه از محصولات فرعي است كه در سطح اين منطقه رخ داده است در حاليكه در منطقه سفيدكوه بر اساس مشاهدات ميداني آثار تخريب و دخالت انساني كمتري در سطح منطقه مشاهده شد. همچنين با توجه به شكل توزيعهاي بهدست آمده در دو رويشگاه مشخص شد كه فرم رويشي درختان بر روي توابع توزيع ارتفاع درختان تأثيرگذار بوده است كه اين امر ميتواند جهت حفظ و كنترل اين جنگلهاي ارزشمند اطلاعات مفيد و سودمندي در اختيار مديران، برنامهريزان و محققان قرار دهد.
عنوان نشريه
بوم شناسي جنگل هاي ايران
عنوان نشريه
بوم شناسي جنگل هاي ايران
لينک به اين مدرک