• شماره ركورد
    1389141
  • عنوان مقاله

    كارايي روش نمونه برداري خط نمونه شاخه اي در برآورد تاج پوشش و تعداد در هكتار درختان در جنگل هاي زاگرس (مطالعه موردي: جنگل كارزان ايلام)

  • پديد آورندگان

    كرمشاهي ، عبدالعلي دانشگاه ايلام - دانشكده كشاورزي - گروه جنگلداري

  • از صفحه
    88
  • تا صفحه
    98
  • كليدواژه
    تاج پوشش , تراكم جنگل , خط نمونه شاخه اي , روش هاي فاصله اي , زاگرس
  • چكيده فارسي
    مقدمه و هدف: از پارامترهاي اساسي در مديريت جنگل، اطلاع دقيق از موجودي سرپاي درختان جهت برنامه‎ريزي است كه با آماربرداري جنگل مقدور و عملي مي‎شود. دخالت و وابستگي بيش از حد انسان به جنگل‎ها، ساختار طبيعي آنها را تغيير داده است.گرچه شرايط برداشت چوب در اين جنگل‎ها فراهم نيست، اما نقش آنها در حفظ خاك و آب، معيشت مردم محلي و بهبود محيط زيست ضروري است.روش‎هاي نمونه‎برداري بايد به‎گونه‎اي باشند كه ضمن داشتن دقت لازم و هزينه كم، اجراي آنها در طبيعت آسان باشد. هدف اصلي اين تحقيق ارائه يك روش نمونه‎برداري جديد با عنوان ترانسكت شاخه‎اي در جنگل‎هاي زاگرس ايران و جنگل‎هاي مشابه است. از ويژگي‎هاي اين روش جديد داشتن دقت مناسب، اجراي آسان در طبيعت، سادگي محاسبات آماري و كم هزينه بودن است. تعداد درختان در هكتار (تراكم) در يك جامعه جنگلي بيانگر وضعيت موجود بوده و پايش آن، در ارزيابي تغييرات توده‎هاي جنگلي بسيار اهميت دارد. استفاده از روش‎هاي نمونه‎برداري فاصله‎اي بخصوص در جنگل‎هاي تنك، به‎دليل كاهش هزينه‎هاي آماربرداري و داشتن دقت مطلوب در سال‎هاي اخير رو به گسترش است. هدف اصلي تحقيق ارزيابي كارايي يك روش فاصله‎اي پيشنهادي (خط نمونه شاخه‎اي يا ترانسكت‎هاي با شاخه‎هاي جانبي) با قابليت اجراي آسان و داشتن دقت مطلوب، در شبكه آماربرداري 100*100 متري و در محيط جي‎اي‎اس است. مواد و روش‎ها: منطقه مورد مطالعه در بخش جنوب غربي منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ در شهرستان ايلام قرار دارد. ابتدا يك منطقه جنگلي با مساحت 90 هكتار آماربرداري صد در صد شد، سپس از خط نمونه‎هاي 10 و 20 متري با شاخه‎هاي فرعي حداكثر 20 متري استفاده شد (90 نقطه نمونه‎برداري). در اين تحقيق براي اولين بار از روش نمونه‎برداري خط نمونه با شاخه‎هاي جانبي 2، 4 و 6 شاخه استفاده شده است. در ارزيابي روش‎ها با آماربرداري صد در صد از معيارهاي درصد صحت استفاده شد. در اين روش از يك ترانسكت استفاده مي‎شود كه خود از چند شاخه يا ترانسكت جانبي يا فرعي تشكيل شده است. طول ترانسكت اصلي، ترانسكت فرعي، تعداد درختان مورد اندازه‎گيري در هر ترانسكت فرعي و تعداد شاخه‎هاي فرعي در اين روش قابل تغييرند و بر اساس همگني، ناهمگني، تراكم، ساختار جنگل و ابعاد تاج درختان قابل تغيير است. و با توجه به وضعيت جنگل و نظركارشناسي تعيين مي‎شوند. به‎طور كلي، زماني‎كه جنگل متراكم‎تر يا همگن‎تر باشد، مي‎توان تعداد شاخه‎هاي فرعي و درختان را كمتر در نظر گرفت. بهتر است در جنگل‌هاي غير انبوه مانند جنگل‌هاي زاگرس، زيرشاخه‌هاي بيشتري در نظر گرفته شود تا سطح وسيع‌تري در برآورد موجودي قرار گيرد و تعداد قابل قبولي درخت به‎صورت ترانسكت بررسي شود. با توجه به اينكه هدف اصلي تحقيق ارائه يك روش نمونه‎برداري جديد براي جنگل‎هاي زاگرس مي‎باشد، مي‎بايست نتايج حاصل از اين روش، براي يك احتمال معين، با يك مقدار واقعي مقايسه گردد تا بتوان در مورد دقت آماربرداري در روش‎هاي مورد مطالعه قضاوت نمود. در منطقه مورد مطالعه ابتدا آماربرداري صد در صد انجام شد و در مراحل بعدي نتايج داده‎هاي آماربرداري در هر روش نمونه‎برداري با مقدار واقعي يعني نتايج حاصل از آماربرداري صد در صد منطقه، مورد مقايسه قرار گرفت. يافته‎ها: نرمال بودن داده‎ها با استفاده از آزمون كاي‎اسكوار و آزمون تي غيرجفتي (تي‎تست) براي مقايسه ميانگين تعداد و تاج درختان در هكتار، حاصل از نمونه‎برداري با نتايج حاصل از آماربرداري مقدار واقعي (100 درصد موجودي) مورد آزمون قرار گرفت. با توجه به نتايج حاصل از آماربرداري صد در صد (12079 اصله درخت) تعداد در هكتار درختان 141 اصله و تاج ­پوشش (62/32) در هكتار 3074 مترمربع به‎دست آمد. خط نمونه 6 شاخه دو درختي با تعداد در هكتار 141 اصله و روش چهار شاخه يك درختي با تاج‎پوشش 3815 مترمربع در هكتار نسبت به ميانگين واقعي بهترين نتايج را نشان داد. تجزيه و تحليل يافته‎ها نشان مي‎دهد اكثر روش‎هاي نمونه‎برداري مورد تحقيق (خط نمونه شاخه‎اي با شش روش مختلف (6b2t- 6b1t- 2b1t- 2b2t- 4b2t-4b1t ) نتايج قابل‎قبولي جهت ارزيابي جنگل‎هاي تنك دارند ولي روش‎هاي خط نمونه شاخه‎اي در اكثر شبكه‎ها داراي درصد خطاي آماربرداري كمتر و از نظر ميانگين تعداد در هكتار نيز مقدار واقعي نزديكترند. نتيجه‎گيري كلي: در مجموع روش خط نمونه شاخه‎اي جهت برآورد تعداد در هكتار در اكثر شبكه‎ها داراي درصد صحت در محدوده 10 درصد و از نظر ميانگين تعداد در هكتار نيز با احتمال 95 درصد اختلاف معني‎داري با مقدار واقعي نداشت و نسبت به ديگر روش‎هاي فاصله‎اي موردمطالعه در اين تحقيق (نسبت به روش‎هاي شاخه‎اي براي برآورد تاج‎پوشش) از دقت و صحت مطلوبتري برخوردار بود. با توجه به جديد بودن روش نمونه‎برداري ارائه شده موردي جهت مقايسه وجود نداشت به‎عبارتي روش ترانسكت شاخه‎اي در مناطق ديگر انجام نشده كه بتوان با نتايج اين بررسي ارزيابي گردد. در نهايت نتايج اين بررسي براي پارامترهاي تعداد و مساحت تاج پوشش درختان در هكتار و مقايسه آن با مقدار واقعي و انعطاف‎پذيري اين روش (قابل تغيير بودن تعداد شاخه‎ها، تعداد درختان هر شاخه و طول ترانسكت‎هاي اصلي و فرعي) نشان مي‎دهد روشي مناسب براي نمونه‎برداري در جنگل‎هاي تنك و حتي جنگل‎هاي نرمال مي‎باشد.
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران