• شماره ركورد
    1389143
  • عنوان مقاله

    شناسايي نوع استفاده و ميزان وابستگي جوامع محلي به جنگل ‌هاي مانگرو خمير - قشم

  • پديد آورندگان

    سبحاني ، پروانه دانشگاه تهران - دانشكده منابع طبيعي - گروه محيط زيست , دانه كار ، افشين دانشگاه تهران - دانشكده منابع طبيعي - گروه محيط زيست

  • از صفحه
    113
  • تا صفحه
    123
  • كليدواژه
    اولويت ‌بندي مصرف , جنگل ‌هاي مانگرو خمير- قشم , جوامع محلي , وابستگي معيشتي
  • چكيده فارسي
    مقدمه و هدف: جنگل ‌ها يكي از منابع طبيعي تجديد شونده و سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه دامنه وسيعي از كالاها و خدمات را فراهم مي‌كنند. با توجه به اين‌كه زندگي جوامع محلي و امرار معاش آن‌ها به‌طور مستقيم و غيرمستقيم به اكوسيستم‌هاي جنگلي وابسته است، ‏مديريت و حفاظت از اين رويشگاه‌هاي طبيعي موضوع مهمي براي برنامه‌ريزان و تصميم‌گيران مي‌باشد. امروزه اين منابع با ارزش به‌وسيله عوامل متعدد انساني و طبيعي تهديد شده‌اند، به‌طوري كه در سال‌هاي اخير با توسعه فناوري، صنعت و ‏همچنين رشد قابل توجه جمعيت، بهره‌برداري و تخريب اين عرصه‌هاي طبيعي براي تأمين مواد اوليه، فضا و غذا روزبه‎روز افزايش يافته ‏است و خسارات جبران‎ناپذيري را بر جاي گذاشته است. بر اين اساس، مطالعه حاضر با هدف شناسايي نوع استفاده و ميزان وابستگي جوامع محلي به جنگل‌هاي مانگرو خمير-قشم و همچنين تحليل ارتباط ‏‏بين وابستگي معيشتي جوامع محلي و ميزان بهره‌برداري از اين جنگل‌ها انجام شد. جنگل‌هاي مانگرو خمير قشم به‎عنوان‎ ‎ذخيره‌گاه،‎ ‎پناهگاه،‎ ‎محل‌هاي‎ ‎تغذيه‎ ‎و‎ ‎پرستاري‎ ‎براي‎ ‎بسياري‎ ‎از‎ ‎گياهان و حيوانات‎ ‎محسوب مي‌شوند و همچنين اين رويشگاه‌هاي طبيعي عمده‌ترين منبع ارائه خدمات اكوسيستمي براي جوامع محلي و ساكنين حاشيه اين جنگل‌ها مي‌باشند. بدين‎ترتيب، خدمات اكوسيستمي جنگل‌هاي مانگرو در محدوده مورد مطالعه، ابزار مهمي براي نشان دادن موضوعاتي همچون وابستگي معيشتي جوامع ساكن حاشيه رويشگاه‌ها، اهميت امنيت غذايي، درآمد، سلامتي و توسعه پايدار فعاليت‌هاي انساني مي‌باشند. در اين راستا، اين مطالعه تكميل كننده ساير مطالعات از نظر ميزان ‏اهميت بهره‌برداري از رويشگاه‌هاي طبيعي مانگرو و ‏استفاده از هريك از اين خدمات در زندگي جوامع محلي ‏و ساكنين حاشيه جنگل‌هاي مي‌باشد، به‌ويژه در نواحي كه به ‏روستاها نزديك‌تر هستند، از وضعيت كيفي مناسبي ‏برخوردار نبوده و نيازمند حفاظت بيشتري مي‌باشند. مواد و روش‌ها: پژوهش‎ ‎حاضر‎‏ ‏‎از نوع‎ ‎توصيفي و‏‎ ‎تحليلي مي‌باشد و گردآوري داده‌ها و اطلاعات نيز، از طريق پرسشگري و مصاحبه از جوامع محلي انجام شده است. جامعه آماري تحقيق شامل جوامع محلي مي‌باشد، و حجم نمونه محاسبه شده در محدوده مورد مطالعه 380 ‏نفر بوده كه به‎روش خوشه‌اي و با در نظر گرفتن ‏جمعيت هر روستا نمونه‌گيري به‎عمل آمده است. ‏روايي پژوهش به‌منظور سنجش ميزان مناسب بودن ‏پرسشنامه‌هاي تهيه شده به روش‌هاي سازه و صوري ‏از طريق نظر كارشناسان و متخصصان تعيين گرديد ‏و پايايي آن نيز با استفاده از آلفاي كرونباخ در ‏نرم‌افزار ‏SPSS‏ مورد سنجش قرار گرفت كه مقدار ‏حاصل شده برابر با 0/9= α بوده و از نظر آماري ‏مورد تأئيد و قابل‎قبول است.‏ يافته‌ها: مطابق با نتايج به‌دست آمده، بيشترين استفاده از ‏جنگل‌هاي مانگرو خمير-قشم مربوط به مصارف ‏خوراكي از جمله برداشت عسل وحشي، ‏صيد آبزيان و ‏بي‌مهرگان خوراكي (براي مصارف خانگي، ‏رستوران و فروش در بازار)، شكار پرندگان و ‏‏برداشت علوفه براي تغذيه دام (شتر) مي‌باشد. در مقابل كمترين ميزان مصرف مربوط به ‏برداشت از چوب جنگل‌هاي مانگرو براي ساخت و ‏ساز آلاچيق‌ها و منازل مسكوني است. با توجه به ميانگين‌هاي به‌دست آمده، بالاترين اولويت در ‏استفاده از جنگل‌هاي مانگرو خمير-قشم، به مصارف ‏خوراكي اختصاص يافته است و پس از آن به‌ترتيب ‏از بيشترين به كمترين اولويت مي‌توان به مصارف ‏گردشگري، ساخت صنايع دستي، مصارف دارويي، ‏مصارف سوختي و ساخت و ساز اشاره نمود. به‌عبارت ديگر در اين منطقه مصارف خوراكي به‎ويژه صيد و آبزي‌پروري در اولويت اول قرار دارد و ساير فعاليت‌هايي همچون گردشگري به‎دليل محدود بودن زمان مناسب براي حضور گردشگران در منطقه، ساخت صنايع ‏دستي، مصارف دارويي، مصارف سوختي و ساخت و ساز به‎دليل پايين بودن بازار تقاضا و امكانات لازم از كارايي و اولويت پايين‌تري برخوردار است. ‏علاوه بر اين، اشتغال ساكنين منطقه نشان‌دهنده ميزان وابستگي معيشتي ‏جوامع محلي به جنگل‌هاي مانگرو خمير-قشم مي‌باشد كه براي امرار معاش و تأمين نيازهاي روزانه خود به بهره‌برداري از اين ‏رويشگاه‌هاي طبيعي اقدام مي‌كنند. به‌طور كلي، درآمد اكثر جوامع محلي از راه صيد آبزيان تأمين مي‌شود، اگرچه به فعاليت‌هاي ديگري همچون قايقراني، گردشگري، لنج‌سازي، ايجاد اقامتگاه‌هاي بوم‌گردي و رستوران‌هاي ساحلي نيز مي‌پردازند. نتايج تحليل ارتباط وابستگي معيشتي و ميزان بهره‌برداري از اين جنگل‌ها حاكي از وجود ‏ارتباط معنادار و مستقيم بين اين دو عامل مي‌باشد. بدين‎ معنا كه با افزايش تقاضا و نياز معيشتي جوامع محلي، ميزان ‏بهره‌برداري از اين رويشگاه‌هاي ‏جنگلي نيز افزايش مي‌يابد. جنگل‌هاي مانگرو به‌عنوان يكي از مهمترين منابع طبيعي، ‏رابطه مستقيم و جايگاه انكارناپذيري در تأمين ‏معيشت، رفاه و آسايش جوامع انساني دارد. از طرفي ‏اين جنگل‌ها به‌دليل نقش اساسي كه در تقويت معيشت و ‏توسعه جوامع بشري دارند همواره بايد مورد توجه ‏قرار برنامه‌ريزان و تصميم‌گيران قرار گيرد.‏ نتيجه‌گيري كلي: با توجه به وضعيت ‏حفاظتي و حساسيت‌هاي زيستي محدوده مورد مطالعه، تداوم اين نوع بهره‌برداري‌ها خسارات زيادي به جنگل‌هاي ‏منطقه وارد كرده و بقاي آن‌ها را براي نسل‌هاي آينده به مخاطره مي‌اندازد؛ بنابراين بايد سياست‌ها و تمهيدات مديريتي ‏براي كاهش بهره‌برداري جوامع محلي از جنگل‌هاي مانگرو و حفاظت و پايداري اين رويشگاه‌هاي طبيعي در نظر گرفته ‏شود. علاوه بر اين آموزش، آگاهي دادن و توانمندسازي جوامع محلي در توسعه كسب و كارهاي محلي و افزايش ‏درآمد آن‌ها مي‌تواند به كاهش وابستگي معيشتي مردم به جنگل‌ها كمك نمايد.
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران