شماره ركورد
1389873
عنوان مقاله
بررسي تطبيقي كهن الگوي «مادر مثالي» در قصههاي «گويچك فاطما» و «يه شين» سيندرلاهاي ايران و چين برمبناي روانشناسي تحليلي يونگ
پديد آورندگان
رسمي ، عاتكه دانشگاه شهيدمدني آذربايجان - دانشكدۀ ادبيات و علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فارسي , رسمي ، سكينه دانشگاه تبريز - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
31
تا صفحه
59
كليدواژه
كهن الگو , «مادر مثالي» , «يهشين» , «گويچك فاطما» , يونگ.
چكيده فارسي
قصههاي سيندرلا يكي از محبوبترين انواع قصههاي پريان است كه تا به امروز شناخته شده است. اين قصّهها نه تنها در فرهنگ غربي بلكه در سطح جهاني به داستانهاي سنتي تبديل شدهاند كه دائماً حفظ و تكرار ميشوند، در حالي كه به طور مداوم تغييرات و بازخوانيهاي جديد بر روي آنها انجام ميشود. نظريههاي متعددي در مورد منشأ افسانهها وجود دارد، هرچند كه هيچ يك از آنها به صورت قاطع قابل ردّ يا پذيرش نيست. اولين قصۀ سيندرلا كه براي ما شناخته شده است، سيندرلاي چيني «يه شين» (Yeh-hsien) است كه قدمت آن در اروپا به قرن نهم ميلادي ميرسد. قصۀ «گويچك فاطما» نيز يكي ديگر از معروفترين قصههاي سيندرلا است كه در آذربايجان ايران شهرتي تام دارد. با توجه به اينكه بنمايههاي اين دو قصه تقريباً همسان هستند، اين مقاله به شيوۀ توصيفي و تحليلي بدين سؤال كه نمادها و نمودهاي «مادر مثالي» در قصههاي «گويچك فاطما» و «يهشين» چيست، پاسخ ميگويد. در اين قصهها، كهنالگوي مادر مثالي در دو چهرۀ سازنده و مخرب ديده ميشود. نمادهاي اين كهنالگو كه در قصۀ «گويچك فاطما»متنوعتر از قصۀ «يهشين» است، در سيماي مادر واقعي، نامادري، پيرزن جادوگر و ديگر عناصر طبيعت چون گاو، چشمه، باد، زمين،و عناصر دستساز بشري چون تنور ديده ميشود و در قصۀ «يهشين» تنها در سيماي مادر واقعي، نامادري، ماهي و زمين نمود دارد
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادبيات تطبيقي
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادبيات تطبيقي
لينک به اين مدرک