• شماره ركورد
    1389877
  • عنوان مقاله

    بررسي تطبيقي روايت ادبي و موسيقي: رويكرد نشانه- معناشناختي (مطالعۀ موردي داستان كوتاه «مارش الغروب» يوسف ادريس)

  • پديد آورندگان

    سهرابي ، نسرين دانشگاه شهيد چمران اهواز - دانشكده ادبيات و علوم انساني , شعيري ، حميدرضا دانشگاه تربيت مدرس - دانشكده علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فرانسه

  • از صفحه
    149
  • تا صفحه
    186
  • كليدواژه
    روايت شناسي تطبيقي , نشانه- معناشناسي گفتماني , پديدارشناسي ادراك , «مارش الغروب» , يوسف ادريس
  • چكيده فارسي
    مقالۀ حاضر بر پايۀ مطالعات نقدبنيادِ ادبيات تطبيقي و با رويكرد نشانه- معناشناختيِ گفتماني به بررسي تطبيقيِ روايت ادبي و موسيقي در داستان كوتاه «مارش الغروب» اثر يوسف ادريس مي‌پردازد. در اين داستان علاوه بر عنوان‌پردازيِ موسيقايي؛ نوعي موسيقيِ فولك مربوطه به حرفه، در ساختار كلي پيرنگ آن جريان روايت را پيش‌مي‌برد. در اين گفتمان سه نوع حضورِ كنشي، تنشي و زيبايي‌شناختي شكل مي‌گيرد و هستۀ اصلي جريان معناسازي  حضور زيبايي‌شناختي است. سوژه در اين مرحله از تمام اهداف و برنامه‌هاي خود عبور مي‌كند و بي‌اختيار آهنگ سنج‌ها را تغيير مي‌دهد و موسيقي به جوهر موسيقي تبديل مي‌شود. بنابراين مسأله‌اي كه مطرح مي‌شود اين است كه حضور زيبايي‌شناختي مبتني بر چيست. چگونه گفتگوي بين ادبيات و موسيقي دگرديسي جهان را تضمين مي‌كند و سبب تغيير در رابطۀ بين سوژه و هستي  مي‌شود. اين پژوهش با روش توصيفي- تحليلي سه نوع حضور را در اين داستان بررسي مي‌كند و در ضمن آن‌ها به نقش عنوان، مكان و زمان اشاره مي‌شود.  نتيجۀ بررسي نشان مي‌دهد كه سوژه با عبور از دو رابطۀ كنشي و تنشي بر اثر نگاه پديدارشناختي به يك آنِ حضور و لحظۀ زيبايي‌شناختي مي‌رسد و تجلي آن در بداهه‌پردازي و رابطۀ خلسه‌اي و استعلايي او با هستي نمايان مي‌شود. در اين مرحله درپي اختلال در رابطه كنشي و تنشي، روايت ادبي دچار گسست در مسير پيشرفت خود مي‌شود، از اينجاست كه ادبيات و موسيقي وارد  گفتگو مي‌شوند و براي رفع گسست، روايتِ ادبي جهانِ موسيقي را گسترش مي‌دهد و بازتاب صداي روايت به موسيقي سپرده مي‌شود.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي ادبيات تطبيقي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي ادبيات تطبيقي