شماره ركورد
1390371
عنوان مقاله
نقش ميانجي ناگويي خلقي در رابطه حمايت اجتماعي با اضطراب مرگ در بيماران همودياليزي: يك تحليل مدل معادلات ساختاري
پديد آورندگان
يوسفي ريكنده ، سجاد دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي , باقرپور ريكنده ، محمدمهدي دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي , حسين نتاج ، ابوالفضل دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده بهداشت - گروه آمار زيستي , قوامي ، جواد دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي , باكويي ، ايمان دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي , خدابخشي ، اميررضا دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي , باقري نسامي ، معصومه دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات طب سنتي و مكمل، پژوهشكده اعتياد
از صفحه
70
تا صفحه
84
كليدواژه
اضطراب مرگ , ناگويي خلقي , حمايت اجتماعي , نقش ميانجي , همودياليز
چكيده فارسي
سابقه و هدف: بيماران همودياليزي اغلب با چالشهاي روانشناختي مختلفي مواجه هستند كه ميتواند بهطور قابل توجهي بر سلامت كلي آنها تأثير بگذارد. ناگويي خلقي (آلكسي تايميا) يك ساختار است كه به ناتواني در تمايز بين احساسات و واكنشهاي بدني، مشكل در توصيف احساسات به ديگران و همچنين يك سبك شناختي اشاره دارد كه توسط واقعيت و وضعيتهاي ملموس هدايت ميشود. مطالعات گوناگون نشان ميدهند كه ناگويي خلقي با اختلالات روانپزشكي متعدد بهصورت معنيدار و با همبستگي مثبتي همراه است و علاوه براين، بهعنوان يك عامل، بر سلامت روان (بهويژه اضطراب) و كيفيت زندگي بيماران همودياليزي تأثير منفي دارد. از اينرو مطالعه حاضر با هدف تعيين نقش ميانجي ناگويي خلقي در رابطه حمايت اجتماعي و اضطراب مرگ در بيماران همودياليزي انجام شد.مواد و روشها: اين مطالعه مقطعي و تحليلي در سال 1402 در مركز جامع همودياليز شهروند ساري انجام شد. 235 بيمار به روش نمونهگيري دردسترس وارد مطالعه شدند. جمعآوري دادهها با استفاده از چكليست اطلاعات جمعيت شناختي و طبي، پرسشنامههاي مقياس اضطراب مرگ تمپلر، مقياس چند بعدي حمايت اجتماعي ادراك شده زيمت و مقياس آلكسي تايميا تورنتو صورت گرفت. اطلاعات جمعيت شناختي جمعآوري شده شامل جنسيت، محل زندگي، ميزان تحصيلات، مدت زماني كه فرد تحت درمان با همودياليز قرار گرفته، تعداد دفعات مراجعه در هفته، سابقه ابتلا به بيماريهاي زمينهاي و سابقه ابتلا به همودياليز بود. مقياس اضطراب مرگ تمپلر شامل 15 سؤال به صورت طيف ليكرتي 5 درجهاي در خصوص افكار مرگ، ترس از مرگ، صحبت درباره مرگ، ترس و تفكر درباره بيماريهاي لاعلاج بوده است. مقياس چند بعدي حمايت اجتماعي ادراك شده زيمت ابزاري 12 سوالي به صورت طيف ليكرتي 7 درجهاي است كه به منظور ارزيابي حمايت اجتماعي ادراك شده از سه خرده مقياس دوستان، خانواده و ديگران مهم استفاده شد. مقياس آلكسي تايميا تورنتو پرسشنامهاي 20 سوالي با طيف پنج درجهاي ليكرت داراي سه خرده مقياس دشواري در تشخيص احساسات، دشواري در توصيف احساسات و تفكر عيني(برون مدار) بود كه به منظور ارزيابي ناگويي خلقي استفاده شد. در انتها داده ها با روشهاي آمار توصيفي و مدل سازي معادلات ساختاري توسط نرمافزارهاي SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 22 تجزيه و تحليل شدند.يافتهها: در اين مطالعه اغلب جامعه آماري از مردان تشكيل شده بود (58/3 درصد). ميانگين كلي اضطراب مرگ، حمايت اجتماعي درك شده و ناگويي خلقي شركتكنندگان به ترتيب 10/31±38/97، 1/26±4/88، 9/76±55/72 بود. ارتباط بين نمرات حمايت اجتماعي با اضطراب مرگ (0/153=P، (0/04، 0/30-) 0/13-=B) و همچنين حمايت اجتماعي با ناگويي خلقي (0/256=P، (0/09، 0/28-) 0/12-= B) بهصورت معكوس و غيرمعنيدار بود و تنها ارتباط بين ناگويي خلقي و اضطراب مرگ (0/0160=P، (0/82، 0/46) 0/66= B) داراي ارتباط معنيدار و مستقيم بود.استنتاج: با توجه به اينكه رابطه معنيدار و مستقيم بين ناگويي خلقي و اضطراب مرگ شناسايي شد، اتخاذ رويكردهايي در جهت بررسي دورهاي اضطراب مرگ و ناگويي خلقي و انجام مداخلات در جهت كاهش ناگويي خلقي و اضطراب مرگ توسط مديران و برنامهريزان بهداشت و سلامت ميتواند ثمربخش باشد.
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
لينک به اين مدرک