شماره ركورد
1390468
عنوان مقاله
ارتباط بين پتانسيل التهابي رژيم غذايي و پوكي استخوان در زنان بزرگسال مازندراني: نتايج مقطعي از مطالعه كوهورت طبري
پديد آورندگان
موسي زاده ، محمود دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات سرطان دستگاه گوارش، مؤسسه بيماري هاي غير واگير , رمضاني ، آتنا دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده بهداشت - گروه علوم تغذيه , سلطاني ، ساناز دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده بهداشت - گروه علوم تغذيه
از صفحه
26
تا صفحه
37
كليدواژه
پتانسيل التهابي رژيم غذايي , التهاب , پوكي استخوان , مطالعه كوهورت طبري , مطالعه مقطعي
چكيده فارسي
سابقه و هدف: پوكي استخوان يكي از نگرانيهاي اصلي بهداشت عمومي در سراسر جهان است كه بار اقتصادي قابل توجهي را به سيستم بهداشت و درمان تحميل ميكند. التهاب مزمن ميتواند بعنوان يكي از عوامل خطر احتمالي در پوكي استخوان و شكستگي نقش داشته باشد. همچنين مطالعات پيشين گزارش كردهاند كه عوامل غذايي در كنترل و تعديل التهاب مؤثر هستند. اخيراً نمايهاي به منظور تعيين پتانسيل التهابي رژيم غذايي (Dietary Inflammatory Potential: DIP) طراحي گرديد كه پتانسيل التهابي رژيم غذايي را در يك طيف پيوسته از ضدالتهابي تا پيشالتهابي تخمين ميزند. مطالعات محدودي در زمينه بررسي ارتباط بين پتانسيل التهابي رژيم غذايي و خطر پوكي استخوان در خاورميانه موجود است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسي ارتباط بين پتانسيل التهابي رژيم غذايي و خطر پوكي استخوان در جمعيت بزرگي از زنان بزرگسال ايراني انجام شد. مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مقطعي و با استفاده از اطلاعات پايه مطالعه كوهورت طبري (Tabari Cohort Study: TCS)، انجام شد. اطلاعات غذايي شركتكنندگان در مطالعه كه شامل 5417 زن بزرگسال 70-35 ساله ساكن مازندران بودند، با استفاده از يك پرسشنامه بسامد خوراك معتبر نيمه كمي 119 آيتمي جمعآوري شد. پتانسيل التهابي رژيم غذايي با استفاده از روش پيشنهاد شده توسط Shivappa و همكارانش محاسبه شد. اطلاعات مربوط به پوكي استخوان توسط روش خوداظهاري جمع آوري شد. اطلاعات مربوط به ساير متغيرها با استفاده از پرسشنامههاي استاندارد جمعآوري گرديد. آزمون رگرسيون لجستيك باينري بهمنظور بررسي ارتباط بين DIP و پوكي استخوان در مدلهاي خام و تعديلشده مورد استفاده قرار گرفت. يافتهها: ميانگين ± انحراف معيار سني افراد شركت كننده در مطالعه 14.9 ± 20.49 سال بود. شيوع پوكي استخوان در جمعيت مورد مطالعه 8.9درصد (529 نفر) بود. ميانگين± انحراف معيار پتانسيل التهابي رژيم غذايي شركتكنندگان در مطالعه 36.0± 29.2 بود. افرادي كه در بالاترين چارك امتياز DIP قرار داشتند نسبت به افراد در پايينترين چارك امتياز DIP، سن و فعاليت فيزيكي بيشتري داشتند (001.0 P). همچنين وضعيت اجتماعي- اقتصادي خيلي ضعيف و يائسگي در اين افراد بيشتر از زنان در پايينترين چارك امتيازDIP بود (001.0 P). در مدل خام، ارتباط معنيداري بين DIP و خطر پوكي استخوان، يافت نشد (نسبت شانس: 91.1؛ فاصله اطمينان 95درصد:55.1-91.0). زماني كه اين آناليز براي سن و انرژي دريافتي تعديل شد، ارتباط همچنان غيرمعني دار باقي ماند (نسبت شانس: 85.0؛ فاصله اطمينان 95درصد: 18.1-3.0). حتي پس از تعديل بيشتر براي ساير عوامل مخدوشگر بالقوه، همچنان اين ارتباط غيرمعنيدار باقي ماند (خطر نسبي: 1.29؛ فاصله اطمينان 95درصد: 92.1-87.0). زماني كه اين آناليزها به تفكيك سن انجام شد، در زنان زير 50 سال، چه در مدل خام (نسبت شانس: 46.1؛ فاصله اطمينان 95 درصد: 68.2-80.0) و چه پس از تعديل عوامل مخدوشگر احتمالي (نسبت شانس: 69.1؛ فاصله اطمينان 95 درصد: 81.3-75.0)، ارتباط معنيداري بين DIP و خطر پوكي استخوان، يافت نشد. نتايج مشابهي براي زنان بيشتر يا مساوي 50 سال بهدست آمد. به اين ترتيب كه در مدل خام ارتباط معنيداري بين DIP و پوكي استخوان مشاهده نگرديد (نسبت شانس: 92.0؛ فاصله اطمينان 95درصد:25.1-68.0). حتي پس از تعديل براي عوامل مخدوشگر بالقوه همچنان اين ارتباط غيرمعني داري باقي ماند (خطر نسبي: 11.1؛ فاصله اطمينان 95 درصد: 73.1-71.0). استنتاج: در مطالعه كنوني در ميان زنان بزرگسال، هيچ ارتباط معنيداري بين امتياز DIP و خطر پوكي استخوان چه در مدل خام و چه پس از كنترل عوامل مخدوشگر بالقوه، مشاهده نگرديد. همچنين پس از انجام آناليز به تفكيك سن نيز هيچ روابط معنيداري بين DIP و خطر پوكي استخوان چه در زنان كمتر از 50 سال و چه در زنان بيشتر يا مساوي 50 سال يافت نشد. مطالعات آيندهنگر بيشتري بهمنظور شفاف سازي اين ارتباطات، مورد نياز است.
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
لينک به اين مدرک