• شماره ركورد
    1390507
  • عنوان مقاله

    سبك زندگي ارتقاءدهنده سلامت در زنان آسيب‌پذير و عوامل جمعيتي اجتماعي مرتبط با آن در ايران

  • پديد آورندگان

    حمزه گردشي ، زينب دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پرستاري و مامايي نسيبه، مركز تحقيقات سلامت جنسي و باروري - گروه مامايي , رشيدي ، انسيه دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پرستاري و مامايي نسيبه , رضايي ابهري ، فريده دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پرستاري و مامايي نسيبه - گروه مامايي

  • از صفحه
    75
  • تا صفحه
    88
  • كليدواژه
    سبك زندگي , ارتقاءدهنده سلامت , زنان , آسيب‌پذير
  • چكيده فارسي
    سابقه و هدف: زنان به علت فاكتورهاي بيولوژيكي، ژنتيكي، فيزيكي و شرايطي نظير حاملگي و شيردهي و هم‌چنين به واسطه ظرفيت و پتانسيل وجودي خود در برابر صدمات جدي اجتماعي آسيب‌پذيرتر از مردان قلمداد مي‌شوند. ساختار اجتماعي جوامع ازجمله نبود عدالت اجتماعي، نگاه جنسيتي، بيكاري، فرصت‌هاي نابرابر شغلي، فقدان امنيت، ضعف آموزش، مشكلات فرهنگي، نگاره‌هاي تفكر سنتي مردان درخصوص زنان و باور نداشتن به ظرفيت و پتانسيل زنان از ديگر دلايل آسيب پذيري اين گروه مي‌باشد. نرخ جمعيت زنان آسيب‌پذير در دهه‌هاي اخير رشد گسترده‌اي داشته است. از طرفي رفتارهاي ارتقاءدهنده سلامت يكي از شاخص‌هاي عمده تعيين‌كننده سلامت عمومي مي‌باشد. بنابراين اين مطالعه با هدف تعيين سبك زندگي ارتقاءدهنده سلامتي در زنان مراجعه‌كننده به مركز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري شهر ساري و عوامل جمعيتي-اجتماعي مرتبط با آن طراحي و اجرا شد. مواد و روش‌ها: در اين مطالعه مقطعي از نوع توصيفي- تحليلي با استفاده از روش نمونه‌گيري در دسترس 174 نفر از زنان آسيب‌پذير مراجعه‌كننده به مركز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري شهر ساري، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهاي مورد استفاده پرسشنامه عوامل اجتماعي-دموگرافيك و سبك زندگي ارتقادهنده سلامت بود. اين ابزار كه رفتارهاي ارتقادهنده سلامت را بررسي مي‌كند، حاوي ٥٢ سوال در شش حيطه: تغذيه (٩سوال)، فعاليت جسماني (٨سوال)، مسئوليت‌پذيري در مورد سلامتي (٩سوال)، مديريت استرس (٨سوال)، روابط بين فردي (٩سوال) و رشد معنوي (٩سوال) مي‌باشد. داده‌هاي به‌دست آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. براي مشخصات دموگرافيك از روش آماري توصيفي نظير فراواني، ميانگين، ميانه و انحراف معيار استفاده شد. در تحليل استنباطي با استفاده از آزمون نرمال بودن (شاپيروويلك (Shapiro-wilk)) به بررسي نرمال بودن متغيرها پرداخته شد. جهت مقايسه نمره سبك ارتقادهنده سلامتي در سطوح متغيرهاي دو سطحي و چندسطحي به ترتيب از آزمون تي مستقل و آناليز واريانس يك طرفه، ضريب همبستگي اسپيرمن و رگرسيون خطي استفاده شد. يافته‌ها: ميانگين و انحراف‌معيار به‌دست آمده در مولفه‌هاي پرسشنامه سبك زندگي ارتقادهنده سلامت كه شامل: خودشكوفايي با ميانگين و انحراف‌معيار 6/77±28/12، ميانگين و انحراف‌‌معيار مسئوليت‌پذيري 6/18±31/90، ميانگين و انحراف‌معيار حمايت بين فردي 4/65±19/25، ميانگين و انحراف ‌معيار مديريت استرس 3/35±13/11، ميانگين و انحراف‌معيار ورزش5/62±14/83، ميانگين و انحراف‌معيار تغذيه 4/96±19/81 بود. هم‌چنين نتايج مطالعه حاضر نشان داد، بيش‌ترين و كم‌ترين نمره مولفه‌هاي مربوط به پرسشنامه سبك زندگي ارتقادهنده سلامت به‌ترتيب مربوط به مولفه‌ي مسئوليت‌پذيري و مديريت استرس بود. در مجموع ميانگين و انحراف‌معيار سبك زندگي ارتقادهنده سلامت 23/23±127/02 بود. 43/3 درصد سبك زندگي ارتقادهنده سلامت مطلوبي داشتند. در مدل رگرسيون لجستيك مطلوب بودن سبك ارتقاءدهنده سلامت بر حسب متغيرهاي جمعيتي اجتماعي (سن، تحصيلات، شغل، ارزيابي ميزان كفايت درآمد ماهانه، سابقه يا ابتلاي فعلي به بيماري جنسي) از نظر آماري با 0/001=P معني‌دار بود. ضريب تعيين 0/34 بيانگر آن است كه متغيرهاي مذكور مي‌توانند 34 درصد در مطلوب بودن سبك ارتقاءدهنده سلامت موثر باشند. استنتاج: با توجه به اهميت رفتارهاي ارتقاءدهنده سلامت در ارتقاء سلامت افراد جامعه به خصوص زنان، شناخت و بهبود هر چه بيش‌تر اين عوامل در قالب مطالعات مداخله‌اي و كاربردي مي‌تواند مؤثر واقع شود. علاوه بر اين افزايش آگاهي در مورد چنين عواملي مي‌تواند نقش تعيين‌كننده در بهبود سلامت زنان داشته باشد.
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران