• شماره ركورد
    1390510
  • عنوان مقاله

    ارتباط بين چاقي و اختلال ليپيد در بيماران پره ديابتي در مراكز بهداشتي درماني شهرستان آمل در سال 1402

  • پديد آورندگان

    زرين كمر ، مريم دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي, مركز تحقيقات ديابت - گروه آموزشي پزشكي خانواده , كاشي ، زهرا دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي, مركز تحقيقات ديابت - گروه داخلي , خادملو ، محمد دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي, مركز تحقيقات ارتوپدي - گروه پزشكي اجتماعي , گران ، مژگان دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي, مركز تحقيقات ديابت - گروه آموزشي پزشكي خانواده , خسروي ، پژمان دانشگاه علوم پزشكي مازندران - گروه آموزشي پزشكي خانواده , حكيمي ، حامد دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي , عرب ، رقيه خاتون دانشگاه علوم پزشكي مازندران - كميته تحقيقات دانشجويي

  • از صفحه
    115
  • تا صفحه
    126
  • كليدواژه
    پره ديابت , اختلال ليپيد , چاقي , ديس ليپيدمي , BMI طبيعي
  • چكيده فارسي
    سابقه و هدف: چاقي يك عامل خطر مشترك براي اختلالات چربي، ديابت و پره ديابت است كه با پيامدهاي نامطلوب سلامتي و مرگ ومير زودرس ارتباط دارد. با توجه به عوارض جدي هايپرليپيدمي و عدم بررسي هيپرليپيدمي در بيمارن پره ديابتي، شناسايي به موقع عوامل زمينه‌اي و پيشگيري به موقع وآموزش به افراد در خصوص خطر بيماري، در كاهش بروز آن كمك‌كننده خواهد بود. اين مطالعه با هدف بررسي رابطه بين چاقي و اختلالات چربي در افراد پيش ديابتي و ارزيابي مقايسه اثر مستقل پيش ديابت بر سطوح ليپيد و اثر مشترك چاقي و پيش ديابت طراحي شد. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع توصيفي تحليلي است. جامعه آماري مطالعه افراد بالاتر از 30 سال مراجعه‌كننده به  مراكز بهداشتي درماني شهرستان آمل مي‌باشند. مراكز به صورت تصادفي ساده وارد مطالعه شدند. حجم نمونه تعداد 530 نفر محاسبه شد. با بررسي پرونده‌هاي بهداشتي، افراد پره ديابت چاق و با BMI نرمال تا رسيدن به تعداد مورد نياز بر اساس روش مبتني بر دسترس وارد مطالعه شدند. در صورتي كه BMI فرد مساوي يا بالاتر از kg/m230 باشد چاق تلقي مي‌شود. اطلاعات مربوط به قند و ليپيد از پرونده بيمار استخراج و ثبت شد سپس وزن، قد و دوركمر افراد اندازه‌گيري شد و BMI محاسبه شد و با دستگاه فشار سنج جيوه‌اي، فشارخون اندازه‌گيري شد. پس ازجمع‌آوري داده‌ها ورود و آناليز داده‌ها با نرم‌افزار SPSS-23 انجام شد. سطح معني‌داري آزمون‌ها 0/5درنظرگرفته شد. به علت نرمال بودن، جهت مقايسه متغيرهاي كمي از student t test و ANOVA استفاده شد هم‌چنين جهت ارزيابي متغير وابسته با ساير متغيرهاي مستقل از آناليز رگرسيون چندگانه استفاده شد. جهت ارزيابي ارتباط بين متغيرهاي كمي از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. يافته‌ها: در اين مطالعه با در نظر گرفتن معيار هاي ورود و خروج 515  نفر وارد مطالعه شدند كه396 نفر زن و119 نفر مرد بودند. نتايج نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين دوركمر غيرطبيعي و ديس‌ليپيدمي (0/001P=) BMI و ديس‌ليپيدمي (0/001P=) سابقه چاقي در خانواده و سابقه هايپر ليپيدمي درخانواده و ديس لپيدمي وجود داشت(0/001P=). ارتباط معني‌داري بين سابقه ديابت در خانواده و ديس‌ليپيدمي(0/05P=) وجود داشت و ديس‌ليپيدمي با سن، شغل، جنس و مصرف سيگار ارتباط معني‌داري نداشت. نتايج نشان مي‌دهد كه شانس ديس ليپيدمي با افزايشLDL 1/5برابر با افزايش FBS، 1/2 برابر و با افزايش تري گليسريد 1/1برابر بيش‌تر مي‌شود. شانس ديس ليپيدمي در افراد با سابقه ديابت در خانواده 14/6برابر و در افراد با سابقه هايپر لپيدمي در خانواده 0/02 برابر بيش‌تر مي‌شود. ارتباط معني‌داري بين BMI و ديس‌ليپيدمي(0/001P=) مشاهده شد. با افزايش BMI شانس ديس‌ليپيدمي 68/0برابر بيش‌تر مي‌شود. بين LDL و شاخص توده بدني ارتباط معني‌دار يافت شد(000/0=P). بين HDL و شاخص توده بدني رابطه معكوس معني‌دار يافت شد (0/003=P). بين COL و شاخص توده بدني رابطه معني‌دار يافت شد(000/0=P). بين تري‌گليسريد و شاخص توده بدني رابطه معني‌دار يافت شد(000/0=P) بين دور كمر و شاخص توده بدني رابطه  معني‌دار يافت شد(000/0=P). استنتاج: اين مطالعه نشان داد BMI با LDL، تري‌گليسريد و كلسترول و دور كمر همبستگي مثبت دارد. با افزايش چاقي شانس ديس‌ليپيدمي بيش‌تر مي‌شود. با افزايش LDL، FBS، تري‌گليسريد، سابقه ديابت در خانواده و هايپر ليپيدمي در خانواده شانس بروز ديس‌ليپيدمي بيش‌تر مي‌شود.
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران