• شماره ركورد
    1390830
  • عنوان مقاله

    نقد عميق‌گرايي بر غزل اعتدال مبتني بر آثار سيدرضا محمدي

  • پديد آورندگان

    احمدي ، پروين دانشگاه پيام نور مركز اسلام آباد غرب - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه زبان شناسي

  • از صفحه
    59
  • تا صفحه
    86
  • كليدواژه
    غزل اعتدال , نقد عميق‌گرا , زبان , فرم , سيدرضا محمدي , شعر افغانستان
  • چكيده فارسي
    در مواجهه با نوآوري‌هايي كه در غزل پسا‌سيمين صورت گرفت برخي شاعران درصدد برآمدند تا بين كفۀ ترازوي نوآوري و سنت‌گرايي اعتدال را رعايت كرده هم از پتانسيل‌ و زبان و ساختار غزل كلاسيك بهره ببرند هم از نوآوري‌هاي فرمي و زباني غزل مدرن. از جمله اين غزل‌سرايان سيدرضا محمدي از چهره‌هاي ادبي سرشناس در ادبيات افغانستان و ايران است كه با غزل، فراقومي و فراملي برخورد كرد. او از لحاظ زبان و خنياي آن، زباني فاخر را برگزيد كه همچون زبان خراساني داراي جملات سالمِ كوتاه اما بسامد لغات امروزينه دارد. غزلش از لحاظ فرم در دهۀ هفتاد هم‌چون هم عصرانش داراي نوآوري فرمي است اما پس از دهۀ هفتاد به سمت نئوكلاسيك مايل مي‌شود. در اين پژوهش كه به روش توصيفي تحليلي و با استفاده از منابع كتاب‌خانه اي تدوين شده ضمن بررسي اشعار ايشان به اين موضوع مي‌پردازيم كه آيا وي غزل‌سرايي نوآور و جريان‌ساز است؟ آيا توانسته در غزلش به هم‌افزايي سنت و مدرنيته دست يابد؟ در غزليات محمدي كفۀ ترازوي مدرنيته از لحاظ نوآوري در فرم سنگين‌تر است اما بسامد اين نوآوري‌ها آن‌چنان زياد نيست كه بتوان او را شاعري جريان‌ساز ناميد بلكه مي‌توان گفت ايشان به سبك شخصي خويش در نوشتار دست يافته و با ايجاد اعتدال بين زبان فاخر و نوآوري‌هاي زباني، جنس سومي از زبان فاخر خراساني و زبان شيء‌محور را به وجود آورده است. دليل به جنس سوم رسيدن قلم سيدرضا محمدي در يك دست‌بودگي و هم‌افزايي اين دو شيوۀ زباني در نگارش است.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي نوين ادبي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي نوين ادبي