• شماره ركورد
    1390874
  • عنوان مقاله

    فرهنگ مردمي در شاهنامه‌ فردوسي

  • پديد آورندگان

    سهاك ، شادمحمد دانشگاه حكيم ناصرخسرو بلخي - دانشكده زبان هاي خارجي - گروه زبان و ادبيات فارسي دَري

  • از صفحه
    221
  • تا صفحه
    250
  • كليدواژه
    شاهنامه , جغرفياي شاهنامه , تاريخ شاهنامه , فرهنگ مردمي , فردوسي
  • چكيده فارسي
    شاهنامه، بي ‌هيچ گزافه و گمان، بي ‌هيچ چون و چند، نامه‌ ورجاوند و بي‌مانند فرهنگ ايران است؛ دريايي است توفنده و كران ناپديد كه خيزابه‌هاي هزاره‌ها، در آن، دمان و رمان، سترگ و سهمگين، بشكوه چون كوه، بر يكديگر در مي‌غلتند؛ خيزابه‌هايي كه از ژرفاها و از تاريكي‌هاي تاريخ سر بر مي‌آورند و پهنه‌هاي زمان را درمي‌نوردند تا گذشته‌هاي ما را به اكنون مان بپيوندند و اكنون‌مان را به آينده‌ها. شاهنامه پلي است شتوار و ستبر و سترگ، برآورده بر مغاك‌هاي زمان و رشته پيوندي است ناگسستني كه پيشينيان را با پسينيان پيوسته و همبسته مي‌دارد. از آن است كه اين نامه‌ نامور را شيرازه و شالوده‌ تاريخ و فرهنگ ايران مي‌توانيم دانست؛ تاريخ و فرهنگي گشن‌بيخ و گران‌سنگ، برين پايه و فزون مايه كه بستر و بهانه‌ ناز و نازش هر ايراني است راستي را، اگر شاهنامه نمي‌بود ما آنچه هستيم نمي‌توانستيم بود و همانند تيره‌ها و تبارهايي ديگر، در سايه‌هاي دامن‌گستر تاريخ و گردهاي گيتي نورد گسسته نشاني و شكسته نامي گم مي‌شديم و از يادها مي‌رفتيم و بر بادها. در اين پژوهش كه نگارنده روش توصيفي تحليلي را براي آن گزيده برآنيم تا ويژگي‌هاي فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي شاهنامه را بررسي كنيم و تلاش كرديم تا حد ممكن از منابع دست اول و معتبر مكتوب قديمي و جديد همچنان از نظريات مفيد بزرگان و متخصصان اين رشته به صورت دقيق استفاده كنيم.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي نوين ادبي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي نوين ادبي