• شماره ركورد
    1391125
  • عنوان مقاله

    بررسي و حل تعارض‌نماي معرفت فطري در قرآن

  • پديد آورندگان

    عباس‌زاده ، مهدي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي - گروه معرفت شناسي و علوم شناختي , علي‌تبار ، رمضان پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي - گروه منطق فهم دين , زارعي ، زهره دانشگاه خوارزمي

  • از صفحه
    155
  • تا صفحه
    176
  • كليدواژه
    قرآن , معرفت فطري , تفسير , فلسفه
  • چكيده فارسي
    برخي فلاسفه غربي معتقدند حقايقي در نفس انسان وجود دارد كه گويي انسان آن را از جهان ديگري با خود به همراه آورده و پيش از تولد دنيوي واجد آنها بوده يا به نحو ديگري در سرشت انسان نهاده شده‌اند. طبعاً اين حقايق، از جهت هستي‌شناختي، از تجربه نشئت نگرفته‌اند. معرفت به چنين حقايقي «معرفت فطري» نام دارد. اما عمده فلاسفه اسلامي، ضمن پذيرش اصل «فطرت» در انسان، فطري بودن معرفت را رد كرده‌اند. در قرآن نيز، صريح برخي آيات دال بر عدم فعليت معرفت فطري است، ليكن ظاهر آيات ديگر به نحوه‌اي از فعليت معرفت فطري اشارت دارد. مدعاي نوشتار حاضر اين است كه تعارض‌نماي فوق را به دو شيوه مي‌توان برطرف كرد: (1) اخذ ظاهر آيات دسته نخست و تأويل آيات دسته دوم به نفع آيات دسته نخست (شيوه تفسيري)؛ (2) تفكيك علم حصولي و علم حضوري، به اين معنا كه آيات دسته نخست در مقام تبيين علم حصولي است و آيات دسته دوم در مقام تبيين علم حضوري (شيوه فلسفي). نتيجه اين كه از منظر تفسيري، معرفت فطري در بدو خلقت به نحو بالفعل حاصل نيست، و در منظر فلسفي، معرفت فطري صرفاً ناظر به علم حصولي (كه عمده علوم بشري را در بر مي‌گيرد) به نحو بالفعل حاصل نيست، ولي ناظر به علم حضوري به نحو بالفعل حاصل است.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه فلسفه دين
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه فلسفه دين