• شماره ركورد
    1391720
  • عنوان مقاله

    بررسي انصراف ‌از ‌يادگيري و همبستگي آن با متغيير‌هاي غيبت و جنسيت در زبان انگليسي‌آموزان جهاد دانشگاهي اروميه

  • پديد آورندگان

    موسوي ، فرزانه دانشگاه علامه طباطبايي , فريدوني ، جاويد دانشگاه علوم پزشكي - گروه زبان , چراغيان ، سجاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهر

  • از صفحه
    115
  • تا صفحه
    133
  • كليدواژه
    يادگيري زبان‌دوم , غيبت زبان آموز , انصراف ‌از‌يادگيري , جنسيت زبان آموز , آزمون خي-دو , جهاد دانشگاهي اروميه
  • چكيده فارسي
    يكي از مسائل حائز اهميت در يادگيري زبان‌دوم، انصراف ‌از‌ يادگيري  است كه تاثير مستقيمي در كيفيت يادگيري و رسيدن به اهداف آموزشي دارد و همواره پيامدهاي نامطلوب ناشي از آن، متوجه زبان‌آموزان بوده‌است. از اين رو بررسي عوامل موثر در اين مسئله پيچيده اجتماعي، به منظور اتخاذ راهكار‌هاي بازدارنده مناسب ضروري به‌نظر مي‌رسد. جامعه‌آماري پژوهش متشكل از 800 نفر زبان‌ انگليسي‌آموز جهاد دانشگاهي شهر اروميه بود كه با استفاده از جدول مورگان و با ضريب اطمينان 95% حجم نمونه‌آماري 261 نفر در‌نظر گرفته‌شد. پس از مرتب‌سازي جامعه‌آماري برحسب نمره كل و با توجه به طبقه‌بندي ارائه‌شده در مقاله، تعداد 261 نفر نمونه‌آماري به روش انتخاب تصادفي ساده از سه چارك اول، سوم و چهارم در‌نظر گرفته‌شدند. نمونه‌ها متشكل از زبان‌ انگليسي‌آموزان دختر و پسر سطح مقدماتي در محدوده سني 12 تا 18 سال بودند. علاوه بر بررسي همبستگي ميان متغييرهاي «غيبت» و «انصراف از يادگيري»، تاثير عامل «جنسيت» بر آن‌ها را نيز بررسي گرديد. در اين راستا با تفكيك نمونه‌ها به دو گروه «گروه زبان‌آموزان با نمره‌كل بالاتر از 90» و «گروه زبان‌آموزان با نمره‌كل كمتر از 80»، فرضيات مسئله و متغيرهاي آن، با استفاده از آزمون خي-دو و در نرم افزار «SPSS V.24» مورد‌بررسي قرار‌گرفته و در نتيجه تحليل داده‌هاي بدست آمده ضريب‌غيبت كل پسران را 123.2% نشان مي‌دهد كه 15.1% بيشتر از كل دختران است. نكته قابل‌توجه اين است كه دختران گروه كوشا 26.8% كمتر و دختران گروه كمتر‌كوشا 10.6% بيشتر از پسران هم گروه خود غيبت مي‌كنند همچنين دختر‌ها و پسرهاي كمتر‌كوشا نسبت به هم جنس‌هاي خود در گروه كوشا به ترتيب 48% و 10.6 % غيبت بيشتري داشته‌اند. درصد نسبي انصراف‌از‌يادگيري گروه‌هاي مورد مطالعه نسبت به درصد كل مجموعه را نشان مي‌دهد. همانطور كه مشاهده مي‌شود، %19.9 از دختران جامعه مورد مطالعه از يادگيري زبان در ترم بعد انصراف داده‌اند، كه در اين بين 38.9% متعلق به گروه دختران كمتركوشا و 26.8% متعلق به گروه دختران كوشا هستند. از سويي ديگر در جامعه كل 32.0% از پسران از يادگيري زبان در ترم بعدي انصراف داده‌اند كه از اين ميزان 27.6% مربوط به گروه كمتر‌كوشا و 47.4% از انصراف‌دهندگان مربوط به گروه پسران كوشا مي‌باشند. ضريب‌غيبت و انصراف‌از‌يادگيري به‌ترتيب در گروه‌هاي كوشا و كمتر‌كوشا با مقادير 0.048 و 0.011 در سطح 5% داراي همبستگي معني‌دار مي‌باشند و مابين ساير متغييرها همبستگي معني‌داري در سطح 5% مشاهده‌نشد. همچنين مي‌توان گفت كه اگر‌چه مطابق نظريه فشار ساختاري، درمجموع پسران بيشتر از دختران در معرض انصراف از يادگيري زبان خارجه قرار دارند، ولي اين مسئله در گروه دختران «كمتر‌كوشا» كاملاً معكوس است. به عبارتي ديگر  اين گروه از زبان‌آموزان دختر، حتي بيشتر از پسران همگروه خود انصراف از يادگيري داشته‌اند. در نهايت به‌نظر مي‌رسد متغيير «غيبت» بتواند به عنوان معيار مناسبي براي پيش‌بيني انصراف ‌از‌ يادگيري زبان‌ انگليسي‌آموزان در نظر گرفته‌شود.
  • عنوان نشريه
    زبان كاوي كاربردي
  • عنوان نشريه
    زبان كاوي كاربردي