شماره ركورد
1391722
عنوان مقاله
بررسي تناسب زباني - سبكي ترجمه ميرجلال الدين كزازي از شهسوار ارابه اثر كرتين دوتروي بر پايه فضاي كنشي متن
پديد آورندگان
فرح بخش ، عليرضا دانشگاه گيلان - دانشكده ادبيات و علوم انساني , معيري فارسي ، هليا دانشگاه گيلان - دانشكده ادبيات و علوم انساني
از صفحه
1
تا صفحه
31
كليدواژه
ميرجلال الدين كزازي , شهسوار ارابه , كرتين دوتروي , فضاي كنشي متن , رمانس قرونوسطايي , شواليهگري , تناسب زباني – سبكي , جامعه شناسي زبان
چكيده فارسي
مفهوم شواليه و شواليه گري در روند تاريخي از امپراتوري روم باستان تا اواسط قرون وسطي به تدريج شكل گرفته است و تبديل به الگويي والا از جنگاوري و شرافت در رمانس (نوعي شعر روايت گونه در ادبيات اروپا) شده است. كرتين دو تروي، يكي از نخستين رمانس نويسان مشهور فرانسوي، شش منظومه با موضوع افسانه هاي شاه آرتور سروده است كه از ميان آن ها پنج منظومه ارك و انيد، ايوين: شواليه شير، كليگس، پرسيوال: داستان جام و شهسوار ارابه به جا ماند ه اند. رمانس شهسوار ارابه اثر دوتروي در داستان هاي شاه آرتور جايگاه ويژ ه اي دارد، زيرا با وارد كردن لانسلوت فرانسوي به حلقه شواليه هاي شاه آرتور زمينه را براي نقش مايه ها و مفاهيم شواليه گري مانند عشق درباري، احترام به بانوان و اخلاقيات مسيحي مهيا مي سازد. ميرجلال الدين كزازي اين رمانس را با عنوان شهسوار ارابه به فارسي برگردانده است هدف پژوهش حاضر اين است كه ميزان وفاداري ترجمه كزازي به متن اصلي شهسوار ارابه، نوشته كرتين دوتروي را به عنوان يكي از مشهورترين رمانس هاي قرون وسطايي بسنجد. اين جستار پايبندي متن برگردان شهسوار ارابه به قرارداد هاي حاكم بر شواليه گري، زبان به كار رفته در متن اصلي و انعكاس اين قرارداد ها و فرهنگ شواليه گري را در ترجمه كزازي بر پايه فضاي كنشي متن بررسي مي كند. معاني صريح ناشي از كنش و روابط عناصر سازنده متن را پوشش مي دهند؛ محتواي معنايي از طريق همنشيني در يك زنجيره، موجب كنش مي شوند و معطوف به كنش شخصيت ها يا عامل هاي كنش و اثرات ناشي از آن ها است. ترجمه شهسوار ارابه در سه سطح واژه ها، لحن و دستور زبان از نظر رعايت سبك رمانس و قرارداد هاي حاكم بر شواليه گري بررسي شده است. در هر يك از اين سه سطح، واژه ها، لحن و دستور زبان از جنبه هاي آركاييسم (باستان گرايي)، بزمي و رزمي بودن، بيان لطافت و ظرافت، استفاده از ادبيات مردمي و زبان روايي و توصيفي، ضمن مقايسه با عناصري مشابه در متن اصلي و با هدف شناسايي و تحليل شباهت ها و تفاوت ها ارزيابي شد ه اند. يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهند كه در سطح واژه ها، كزازي به استفاده از واژه هاي آركاييك و حماسي اصرار مي ورزد و از واژه هاي غنايي و اصطلاحات مردمي، كه از مولفه هاي اصلي زبان رمانس قرون وسطايي هستند، بهره نمي گيرد و لذا از سبك متن اصلي دور مي شود. در سطح لحن، آركاييسم، فضاي حماسي و غيرروايي و ارجح دانسته شدن آوا هاي انسدادي فارسي به آوا هاي سايشي عربي سبب مي شوند كه زبان ترجمه از سبك رمانس فاصله بگيرد و مفاهيم كليدي فرهنگ شواليه گري نقض شوند. در سطح دستور زبان نيز برتري زبان حماسي به زبان غنايي، پيچيدگي جمله بندي و آركاييسم نحوي، همگي حاكي از اين هستند كه كزازي زبان شواليه گري را رعايت نكرده و به سبك رمانس قرون وسطايي پايبند نبوده است.
عنوان نشريه
زبان كاوي كاربردي
عنوان نشريه
زبان كاوي كاربردي
لينک به اين مدرک