شماره ركورد
1391762
عنوان مقاله
يادگيري زبان دوم به عنوان شاهدي بر انعطاف پذيري مغز
پديد آورندگان
شفيعي ، فاطمه موسّسه آموزش عالي علوم شناختي , قاسم زاده ، حبيبالله دانشگاه علوم پزشكي تهران - بيمارستان روزبه - دپارتمان روان پزشكي
از صفحه
223
تا صفحه
241
كليدواژه
انعطاف پذيري مغز , يادگيري زبان دوم , دوزبانگي , دوره تعيين كننده , دوره حساس , فعاليت هاي شناختي
چكيده فارسي
بررسي رابطه مغز و فراگيري زبان، همواره مورد علاقه پژوهشگران علوم مختلف بوده است. اين امر شايد برخاسته از ويژگي چند بُعدي زبان باشد كه ساير فعّاليّت هاي بشري را تحت تأثير خود قرار مي دهد. يكي از مسائلي كه از ديرباز مطرح بوده است، پرداختن به چگونگي توانايي مغز در فراگيري زبان و نيز چگونگي تأثير فراگيري زبان بر مغز است. در اين جُستار ابتدا به ديدگاه كلاسيك مغز مبني بر مفهوم تغييرناپذيري مغز پس از گذر از مرحله حسّاس و يا مرحله تعيينكننده، اشاره ميگردد و سپس ديدگاه مخالف اين نظر يعني ديدگاه دانلد هِب كه به انعطافپذيري هميشگي مغز تأكيد دارد، بررسي ميشود و توضيح داده ميشود. در ادامه، با ذكر پژوهش هاي انجام شده با استفاده از فنّآوري تصويربرداري مغزي در حيطه فراگيري زبان دوم، قابليّت انعطاف پذيري مغز، مورد بررسي قرار ميگيرد و در اين راستا به اين سوال پرداخته ميشود كه آيا مغز پس از گذر از مرحله حسّاس، ديگر هيچ تغييري پيدا نميكند يا اينكه انعطافپذيري مغز در تمام طول عمر ادامه پيدا خواهد كرد و يادگيري زبان در آن چه تاثيري دارد؟ نتايج بيانگر آن است كه انعطافپذيري مغز در يادگيري زباني و غير زباني وابسته به سن نيست و مغز در هر سنّي اين قابليّت را دارد كه تا حدّي خودش را بازسازي كند. در نتيجه اين نگاه، فرض ديدگاه كلاسيك درباره مغز مبني بر وجود دوره تعيين كننده در انعطاف پذيري مغز مورد ترديد قرار ميگيرد.
عنوان نشريه
زبان كاوي كاربردي
عنوان نشريه
زبان كاوي كاربردي
لينک به اين مدرک