شماره ركورد
1392127
عنوان مقاله
تحليل انتقادي ديدگاه الكساندر دي.كنيش درباره روش تفسيري غزالي و ابن عربي
پديد آورندگان
مزرئي ، رسول مركز تخصصي مذاهب اسلامي (سطح3) حضرت ولي عصر(عج) گرگان , رضايي هفتادر ، حسن دانشگاه تهران، دانشكدگان فارابي - دانشكده الهيات - گروه علوم قرآن و حديث , نصيريان ، صفر دانشگاه فرهنگيان، پرديس شهيد رجايي اروميه - گروه معارف اسلامي
از صفحه
37
تا صفحه
60
كليدواژه
الكساندر دي.كنيش , غزالي , ابن عربي , تأويل , تعبير رؤيا , وحدت وجود
چكيده فارسي
مقاله پيشرو، به بررسي ديدگاه الكساندر دي.كنيش (Alexander D. Knysh)، نويسنده مقاله «تصوف و قرآن» در دائرهالمعارف قرآن لايدن درباره روش تفسيري غزالي و ابن عربي ميپردازد. كنيش با استناد به ظاهر برخي از متون غزالي، تفسير يا تأويل از نگاه وي را همانند تعبير و تأويل خواب و رؤيا دانسته است. اين نظريه، از نظريه برخي از فيلسوفان متقدم همچون ابنسينا سرچشمه ميگيرد كه تفسير قرآن را رمزگشايي از باطن و حقيقت آن دانستهاند. همچنين كنيش، ابنعربي را به بيان نكردن روش تفسيري و پيروي نكردن از منطق متعارف فهم متن و نيز به خدمت گرفتن قرآن در جهت اثبات نظريه وحدت وجود متهم كرده است. نگارنده با استناد به آثار غزالي و ابنعربي و با روش تبييني - تحليلي، به اين نتيجه رسيده است كه غزالي نيز همچون اهل معرفت، تأويل را به معناي عبور از ظاهر به باطن كلام دانسته و به ابقاء ظواهر آيات معتقد است، نه اينكه ظاهر فقط درحد رمزگشايي از باطن باشد. همچنين تفاسير ابنعربي روشمند بوده و او در تفسير و تأويل آيات قرآني، از هر دو روش علمي و شهودي بهره برده و در لابهلاي تفاسير خود، به مباني و ملاكهاي تفسير عرفاني اشاره كرده و نيز با كشف و شهود، به نظريه وحدت وجود رسيده و پس از تبيين فلسفي آن و بيان فروعات و لوازمش، از آن در تفسير آيات متشابه و رفع تناقضات ظاهري قرآن بهره جسته و تفاوت آشكاري است بين مستندسازي و تفسير به رأي.
عنوان نشريه
قرآن پژوهي خاورشناسان(قرآن و مستشرقان)
عنوان نشريه
قرآن پژوهي خاورشناسان(قرآن و مستشرقان)
لينک به اين مدرک