• شماره ركورد
    1398700
  • عنوان مقاله

    بررسي چهره و مبناي توجيه آن در فلسفۀ اخلاق لويناس

  • پديد آورندگان

    عباسي ، محمود دانشگاه قم - دانشكده الهيات - گروه فلسفه اخلاق , اصغري ، محمد دانشگاه تبريز - دانشكده ادبيات فارسي و زبان هاي خارجي - گروه فلسفه

  • از صفحه
    59
  • تا صفحه
    79
  • كليدواژه
    سوژه , ديگري , چهره , مبناي توجيه , پيام‏هاي اخلاقي , زبان‏شناسي
  • چكيده فارسي
    ايمانوئل لويناس يكي از مهم‏ترين فيلسوفان عصر جديد به شمار مي‏آيد. اهميت فلسفۀ او در اخلاق نمايان مي‏شود. در فلسفۀ اخلاق لويناس، سوژۀ محوري از اولويت خارج مي‏شود و «ديگري» و «چهره» او در اولويت قرار مي‏گيرند؛ به نحوي كه چهرۀ ديگري بر پيام‏هاي اخلاقي دلالت مي‏كند و سوژه با دريافت اين پيام‏هاي اخلاقي، احساس وظيفه مي‏كند تا خود را در برابر ديگري پاسخ‏گو و مسئوليت‏پذير بداند؛ اما پرسش اين است كه در فلسفۀ اخلاق لويناس، مقصود از «چهره» در مواجهه با ديگري چيست؟ و وجه اخلاقي آن با چه مبنايي قابل توجيه است؟ آيا مي‏توان آن را بر مبناي هستي‏شناسي و معرفت‏شناسي يا روان‏شناسي و زبان‏شناسي توجيه كرد؟ لويناس هنگامي كه فلاسفۀ غربي مي‏كوشيدند به سوژه اولويت ببخشند و همۀ موضوع‏ها را به هستي‏شناسي و معرفت‏شناسي تقليل دهند، بازتعريفي از مفهوم ديگري و چهرۀ ديگري را ارائه مي‏دهد. نگارنده باور دارد بنيان اخلاقي چهرۀ ديگري را مي‏توان بر اساس چهار مبناي: 1-هستي‏شناسي، 2-معرفت‏شناسي، 3-روان‏شناسي و 4-زبان‏شناسي بررسي كرد؛ به گونه‏اي كه در نهايت، بتوان بنيان اخلاقي انديشۀ لويناس را در مبناي زباني او كشف كرد.
  • عنوان نشريه
    متافيزيك
  • عنوان نشريه
    متافيزيك