عنوان مقاله :
ردّ پاي زبانشناسي حقوقي در متون فقهي
عنوان فرعي :
The Traces of Forensic Linguistics in the Juristic Texts
پديد آورندگان :
جبّاري، مصطفي نويسنده دانشيار فقه و حقوق اسلامي , , رضويان، حسين نويسنده ,
اطلاعات موجودي :
دوفصلنامه سال 1394 شماره 12
كليدواژه :
زبانشناسي حقوقي , تفسير متون فقهي , علم اصول فقه , زبانشناسي
چكيده فارسي :
زبانشناسي حقوقي به عنوان يكي از رويكردهاي جديد بينرشتهاي، در سال هاي آخر قرن بيستم مطرح شد. يكي از حوزههاي فعاليت اين شاخه علمي، تجزيه و تحليل و تفسير متون حقوقي است. مقاله حاضر در پي آن است تا نشان دهد كه برخي از فقها، آگاهانه يا ناآگاهانه به جنبههايي از زبانشناسي حقوقي واقف بودهاند و آن را در تفسير پارهاي از جملات و احكام به كار بستهاند. مثال هاي ارايه شده، نمونههايي در جهت تاييد اين ادعاست. اين نمونهها و بسياري ديگر از نمونههاي موجود در كتب فقهي نشان ميدهد كه فقيهان قابليت تفاسير چندگانه را در برخي جملات و احكام فقهي دريافته و متوجه ثمرات و تبعات آن شده بودند. از اينروست كه در كلام فقيهان جملاتي ذكر ميشود كه در نگاه نخست، دالّ بر مفهومي بوده و حكمي در پي دارد، اما فقها با دقت بيشتر در ساختار آن جمله، بر اين كه چنين ساختاري بتواند چنان حكمي در پي داشته باشد، ترديد كردهاند. بررسي تفاسير مختلف فقها در نمونههاي پيشرو، با رويكردي زبانشناختي، حاكي از آن است كه برخي فقيهان از اصول كاربردشناسي زبان همانند استنباط، افعال كنشي، كنش هاي گفتاري، دانش پسزمينهاي عمومي و فرهنگي و اصل تعبير محدود، در توجيه تفسير و برداشت صحيح خود مدد جستهاند. همچنين اشاره ضمني و غير مستقيم به مفاهيم جديد و تخصصي زبانشناسي- البته نه با عناوين امروزي- همانند ابهام واژگاني، ابهام ساختاري، عبارت ارجاعي و تعيين مصداق آن، مشهود است. وجود چنين شواهدي در متون فقه اسلامي، تاييد اين فرضيه را قوت ميبخشد كه ردّپايي از زبانشناسي حقوقي، در فقه اسلامي و تفاسير فقها وجود دارد.
چكيده لاتين :
Forensic linguistics as a new interdisciplinary approach was introduced in the late twentieth century. One of the aspects of this branch of science is the analysis and interpretation of legal texts. This paper seeks to show that some jurists, consciously or not were aware of some aspects of forensic linguistics and applied it in interpretation of a number of phrases and sentences. Examples presented here have been used to confirm this claim. The examples and many other examples in juristic books show that Islamic jurists recognized capability of multiple interpretations in some juristic sentences and understood its effects and consequences. This is why a few jurists have questioned a number of orders. Using a linguistic approach, the study of juristsʹ different interpretations in the samples suggests that the jurists have used pragmatic techniques such as inference, action verbs, speech acts, cultural background knowledge and the local interpretation principle, in their interpretation and explanation. The implicit and indirect references to new and specialized concepts and terms – not like the terms in modern Linguistics- such as lexical ambiguity, structural ambiguity, referring expression and determining its reference is obvious. Existence of such evidences in the texts of Islamic jurisprudence confirms the hypothesis that there is a trace of Forensic linguistics in Islamic jurisprudence and Islamic juristsʹ interpretations.
عنوان نشريه :
مطالعات فقه و حقوق اسلامي
عنوان نشريه :
مطالعات فقه و حقوق اسلامي
اطلاعات موجودي :
دوفصلنامه با شماره پیاپی 12 سال 1394
كلمات كليدي :
#تست#آزمون###امتحان